ردپای تجدد سیاسی در داستان امیرارسلان
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
داستان امیرارسلان یکی از مهمترین داستانهای عامیانۀ دوران قاجار است. این داستان که بهطور مستقیم برای ناصرالدینشاه نگاشته و روایت شده است میتواند نمونۀ مناسبی برای تحلیل گفتمان عصر قاجار باشد. در دورۀ قاجار، علیرغم رسوبیافتگی گفتمان سنت در جامعۀ ایرانی بهتدریج با نفوذ پیشفرضهای تجدد، گفتمان تجدد شروع به معنابخشی به پدیدهها کرد. در این پژوهش داستان امیرارسلان را از منظر نفوذ گفتمان تجدد و همچنین کشاکش گفتمانی سنت و تجدد بررسی کردهایم. اساس پژوهش را در بررسی یکی از گزارههای تکرارشوندۀ گفتمان تجدد در حوزۀ سیاسی، «مشورت تعیینکننده است»، قرار دادهایم. با استفاده از روش تحلیل گفتمان به بررسی قسمتهایی از متن که براساس این گزاره شکل گرفتهاند پرداخته ایم. همچنین در خلال بررسی گفتمان تجدد در متن به مواردی که گفتمان سنت معنابخش بوده است نیز اشاره کرده ایم.