تحلیل جایگاه شمس و مولانا در «کتاب سیاه» اثر اورهان پاموک
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران.(
2 پژوهشگر مستقل
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان،تبریز ، ایران.
doi
10.22054/msil.2023.72842.1082چکیده
«جلالالدین محمد بلخی» ملقب به مولانا از بزرگترین شاعران عارف ایران و جهان است که افزون بر شاعری، جزو متفکران جهان نیز به شمار میآید. افکار و جهانبینی مولانا مورد توجه اورهان پاموک رماننویس معاصر کشور ترکیه قرار گرفته است . پاموک در رمان «کتاب سیاه»، به آثار، اندیشهها، زندگی و انسانهای پیرامون مولانا، به کرات اشاره کرده است.در پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوایی شیوة بهرهمندی پاموک از احوال، آثار و اندیشههای مولانا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد پاموک رمان «کتاب سیاه» را بر اساس روابط «شمس» و «مولانا» آفریده و حوادث زندگی و تحولات روحی مولانا پس از ملاقات با شمس را با شرح و تفصیل به مخاطبانش بازنمایی کرده است. همچنین مفهوم عرفانی «دیگری شدن» و از خود فاصلهگرفتن با تبعیتی از الگوی رابطۀ «شمس» و مولانا» به یک رویۀ مکّرر در این رمان بدل شده است. رمان «کتاب سیاه»، هر خوانندهای را به طور مستقیم و غیر مستقیم با مولانا و عرفانِ مولانا مواجه میکند و دربارۀ زندگی و نزدیکان مولانا و ماجراهایی که مولانا در زندگانی خود تجربه کرده، به تأمل وامیدارد؛ حتی خوانندگانی که از پیش، مولوی را نمیشناسند، میتوانند با خواندن این رمان، تا حدی با دنیای روحی و معنوی و نیز زندگی عینی مولانا آشنایی یابند، یا اینکه انگیزهای برای شناخت و درک جهانبینی مولانا پیدا کنند.