توسعۀ مدل پیوند آب، انرژی و غذا در سطح شبکه‌های آبیاری بر اساس شاخص‌های کفایت و پایداری آب (مطالعۀ موردی شبکۀ آبیاری قزوین)

نویسندگان

1 استاد گروه مهندسی و مدیریت آب دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 رئیس گروه بهره برداری آب، معاونت راهبری و نظارت بر بهره برداری، شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، تهران، ایران.

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه مهندسی و مدیریت آب، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.22092/idser.2020.343189.1432
چکیده

آب، غذا و انرژی اصلی ترین منابع مورد نیاز برای توسعه جوامع هستند. دیدگاه نکسوس برمدیریت به هم پیوسته این منابع تاکید دارد. دیدگاه نکسوس با تمرکز بر سه منبع در سطح کلان حوضه به کار گرفته شده است، اما در شبکه‌های آبیاری بعنوان محدوده ای که ضمن مصرف انرژی، بیشترین مصرف آب و تولید غذا را دارد کمتر مورد توجه قرار گرفته است. روابط آب، انرژی و غذا در سطح شبکه‌های آبیاری پیچیده است. در این تحقیق از رویکرد دینامیک سیستم‌ها برای بررسی ساختار‌های موجود بین این منابع استفاده شده، و روابط علت و معلولی بین آنها به‌صورت مدل مفهومی ارائه شده است. با توسعه مدل کمی، مدل نکسوس برای شبکه آبیاری قزوین با هدف ارتقاء بهره‌وری و مطلوبیت که عبارت است از ترکیبی از شاخص‌های کفایت و پایداری تحویل آب، تدوین شد. سناریوهایی‌ در بخش آب، غذا و انرژی شامل، کاهش منابع آب سطحی، افزایش سطح زیر کشت، و افزایش مصرف انرژی مورد ارزیابی قرار گرفت. افزایش مصرف انرژی موجب افزایش تولید محصول شد اما اثرات مکانیزم های کنترلی، با تاخیر 4 ساله مشاهده شد. مطلوبیت آب نیز به میزان 7% بیشتر شده. افزایش سطح زیر کشت، تاثیر زیادی بر افزایش تولید محصول و مطلوبیت نداشته. کاهش منابع آب سطحی بیشترین تاثیر را در کاهش تولید محصول و مطلوبیت نسبت به ادامه وضع موجود داشته. حداکثرکاهش تولید محصول23% و مطلوبیت 32% بوده است. با توجه به تاثیر قابل توجه محدودیت منابع آب، توصیه می شود در رویکرد نکسوس سناریوهای مرتبط با مدیریت آب از اولویت بالاتری برخوردار باشند.