دگردیسی داستان اسطوره‌ای فریدون در داستان عامۀ شاهزید برپایۀ نشانه‌شناسی نمادهای اسطوره‌ای

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبایی

2 استاد دانشگاه علامه طباطبایی

3 استاد دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

شناخت «اسطوره» در شناخت جامعه، رفتارها و باورهای مردم بسیار اهمیت دارد. می­دانیم که اسطوره در طول تاریخ معمولاً دچار دگرگونی­هایی می­شود، اما کم­تر از بین می­رود. «داستان فریدون» به­منزلۀ یکی از داستان­های مهم اسطوره­ای ایران به­شمار می‌آید که پژوهشگران ریشه­های اسطوره­ای آن را تا دوران اوستا و متون ودایی پی گرفته­ و بن‌مایه‌های اسطوره­ای زایش و نبرد دیو خشکی و خدای باران را در آن گزارش کرده­اند. از سوی دیگر، در میان مردم افسانه­ها و داستان­هایی وجود دارد که بن‌مایه‌ها، نمادها و نشانه­های اسطوره­ای را به شکل­های گوناگون خود در خود جای داده ­است و بررسی و تحلیل این افسانه­ها در ردیابی و ریشه­یابی عناصر اسطوره­ای جامعه نقشی مهم دارد. از جملۀ این داستان­های عامه «داستان شاهزید» از امامزادگان شهرستان آمل مازندران است که در ساختار داستانی و عناصر نشانه­شناختی و نمادهای اسطوره­ای مشابهت‌های بسیاری با داستان فریدون دارد. در این مقاله این دو داستان با هم بررسی و تحلیل شدند و عناصر اسطوره­ای آن مشخص شد و این نتیجه به­دست آمد که دو داستان، علاوه بر شباهت در برخی رخدادها، در عناصر و نمادهای اسطوره‌ای مانند: گاو، درخت، جنگل، مار، نوشیدنی شفابخش، جادوگری و موقعیت جغرافیایی با هم سنجیدنی هستند و به احتمال بسیار، عناصر شکل­دهندۀ هر دو داستان از یک منشأ که همان «اسطورۀ زایش» و جنگ بین خدای باران با دیو خشکی است، سرچشمه گرفته‌ است.