تشخیص گفتمان در بستر توییتر با کاربست نظریۀ تمرکز نظارتی؛ روشهای متنکاوی
نویسندگان
1 دکتری مدیریت رسانه استادیار پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران
2 کارشناس ارشد کامپیوتر- نرمافزار، پژوهشگاه ارتباطات و فنّاوری اطلاعات. تهران، ایران
doi
چکیده
هدف: متناسبسازی نظریههای علوم اجتماعی با فضای بسترهای رسانۀ اجتماعی موجب ارائۀ تحلیلهایی دقیقتر برای درک چرایی و چگونگی تغییر رفتار کاربران بسترهای رسانۀ اجتماعی میشود. هدف پژوهش حاضر، استخراج الگوهای موجود در محتوای تولید شده توسط کاربران توییتر بود که برای تحقق آن از نظریۀ تمرکز نظارتی بهره برده شده است. روش: این پژوهش از روشهای متنکاوی استفاده کرده و جامعۀ آماری آن، شامل متنهای انتشاریافته در توییتر طی بازۀ زمانی تیرماه 1399 تا تیرماه 1400 بوده است. دادههای مورد استفاده در این پژوهش با تمرکز بر کلیدواژههای مرتبط با موضوع حجاب گردآوری شده است. یافتهها: دادههای استخراجشده، تعداد 33192 توییت بود که پس از پاکسازی، 1967 توییت نمونه بر مبنای نظریۀ تمرکز نظارتی برچسبگذاری شد. در این پژوهش، توییتهای نمونه با توجه به پیشفرض مثبت یا منفی، به دو دسته توییتهای پیشبردی و اجتنابی دستهبندی شدند. بر این اساس، تعداد 815 توییت پیشبردی و 1152 توییت اجتنابی شناسایی شد. سپس توییتهای پیشبردی در دو دستۀ توییتهای برخورداری و محرومیتی و توییتهای اجتنابی در دو دستۀ توییتهای گریزی و مواجهای دستهبندی و الگوسازی شدند. در ادامه، برای تشخیص گفتمانهای موجود در حوزۀ حجاب در توییتر، با استفاده از روشهای متنکاوی، مدلسازی انجام گرفت. نتیجهگیری: چهار گفتمان برخورداری، محرومیت، گریز و مواجهه، در توییتهای بررسیشده تشخیص داده شد که نشان از تکرار بالای کدها در الگوی مواجهه دارد. از این تکرار بالای کدها میتوان انسجام معنایی در الگوی مواجهه در توییتر و سپس جامعه را استدلال کرد. انسجام معنایی، جهتدهی به افکار عمومی را تسهیل میکند و انسجام رویکردی نیز بسیج عمومی برای تحولخواهی در موضوعات فرهنگی را ایجاد خواهد کرد.