بررسی ابعاد عشق‌ورزی در اشعار «بَلال» در فرهنگ بختیاری بر اساس نظریۀ عشق استرنبرگ

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه شهرکرد

2 دانشجوی دانشگاه پیام نور

doi
چکیده

عشق از مهم­ترین موضوع­های بازتاب­یافته در اشعار عامۀ «بلال» در فرهنگ بختیاری است. در این پژوهش، این موضوع بررسی و به این پرسش پاسخ داده می­شود کدام قصه، ابعاد عشق و نوع رابطۀ عاشقانه در اشعار بلال برجسته شده است. مبنای نظری پژوهش، نظریۀ عشق استرنبرگ و روش تحلیل نیز از نوع کیفی است. در اشعار بلال، در سطح آرمانی، هر سه بُعد عشق: صمیمیت، اشتیاق و تعهد، بازنمایی شده و عشق از نوع کامل است؛ اما در سطح واقعیت، به­سبب دشواری دست­یابی به هر سه بُعد، عشق شکل­گرفته از نوع عشق رمانتیک یا ابلهانه است که این امر، سبب می­شود عاشق و معشوق، فقط از نظر عاطفی، جذب یکدیگر شوند یا رابطۀ عاشقانه­شان سطحی باشد. از نظر نوع قصۀ عشق نیز بیشتر، قصۀ هنر در این اشعار برجسته شده است که بر اساس این قصه، معشوق مجسمه­ای دیده می­شود که عاشق، از دیدن زیبایی­هایش لذت می­برد. بازتاب هر­چند محدود قصۀ ایثار و قصۀ اعتیاد در این اشعار، سبب می­شود عاشق از رابطۀ خود احساس رضایت داشته باشد و زن نیز در جایگاه معشوق، احساس مهم بودن بکند و به زندگی­اش معنا ­بخشیده شود.