سایههای کیش گنوسی بر آموزههای مثنوی مولانا
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گلستان، گلستان، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گلستان، گلستان، ایران
doi
10.22054/msil.2023.73567.1090چکیده
بخش چشمگیری از ادب پربار فارسی به ادب عرفانی اختصاص دارد. متون عرفانی به دلیل اشتمال بر موضوعات متنوع، از دیدگاههای مختلف مورد توجه و بررسی قرار گرفتهاند. مطالعه و تحقیقات گستردهی ادب پژوهانی مانند زرینکوب در متون عرفانی ایران، تاثیرپذیری عرفان اسلامی- ایرانی از آیین ها و مذاهب پیش از خود را به خوبی نشان میدهد. کیش گنوسی از دیرینهترین مکاتب عرفانی است که به دلیل قدمت زمانی و نیز گستردگی دامنهی تعالیم در دورانهای پس از خویش، بی تردید نقش چشمگیری در شکلگیری مکاتب معرفتی متاخر داشته است. با توجه به نقش و جایگاه بیهمتای مولانا در ادب عرفانی فارسی و بهرهمندی بسیار او از مضامین عرفانی و به کارگیری آن در مثنوی معنوی، بر آن شدیم تا به این سوال پاسخ گوییم که : آیا مولانا به عنوان یک عارف مسلمان، در بیان آموزههای عرفانی متاثر از آموزههای گنوسی بوده و یا به عبارتی مضامین مشابه و مشترک با مولفههای گنوسیزم در اندیشههای او به چشم میخورد یا خیر؟نتایج پژوهش حاکی از آن است که مضامین کلیدی و اساسی مانند هبوط، اسارت روح در جسم و کشمکش میان جان و تن، لزوم دل نبستن به دنیای ماده و ....که از پایههای عقاید گنوسیسمی است در مثنوی نیز بسیار مورد توجه و تاکید بوده و ظن تاثر مولانا از این مکتب را قویتر و به یقین نزدیکتر میسازد.