بنمایههای اساطیری و بازتاب حضور فرهنگ عامه در دورۀ حماسۀ منظوم قاجار
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران. تهران، ایران
doi
چکیده
شهنشاهنامه مشهورترین حماسۀ تاریخی عهد قاجار است که فتحعلیخان صبای کاشانی آن را به تقلید از شاهنامه سروده است. بخش پایانی این منظومه به روایت جنگ ایران و روس و دلاوریهای عباسمیرزا اختصاص دارد. گزارش جنگ و شرح دلاوری پهلوانان اصلیترین موضوع این حماسه است و اساطیر نیز به شکلهای گوناگون در آن تبلور مییابد. از سوی دیگر اسطوره پیوندی ناگسستنی با باورهای عامه دارد. پژوهش حاضر این بنمایههای اساطیری و عامه را در شهنشاهنامه مطالعه میکند: پیشگویی از طریق خواب، جادو، هفتخان، رویینتنی، فر، نامپوشی، پوشش فریبنده، و ایزد سروش. هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین کارکرد اسطوره و باورهای عامه در شهنشاهنامه بهمنزلۀ منظومهای تاریخی است. از این رو تلاش میشود تا بنمایههای بهکاررفته در شهنشاهنامه که متأثر از شاهنامه بودهاند یا بهمنظور اسطورهای کردنِ تاریخ پدید آمدهاند، نشان داده شود. با توجه به بازتاب این مضامین در شاهنامه، شیوۀ صبای کاشانی در بهرهگیری از آنها و درواقع کیفیت این مضامین در شهنشاهنامه نیز بررسی شد تا روشن شود که صبای کاشانی به تکرار و تقلید صرف روی آورده یا در آنها دخل و تصرف کرده است. این پژوهش نشان میدهد که صبای کاشانی بهسبب غلبۀ رویکرد مدحی، این بنمایهها را برای اسطورهای کردنِ تاریخ بهکار برده است. او اصل بنمایهها را از شاهنامه برگرفته که گاه در فرهنگ عامه ریشه دارند؛ ولی برخی را توسعه بخشیده و برخی دیگر را تقلیل داده است. این پژوهش به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانهای انجام شده است. بدین منظور از دستنویس شهنشاهنامه (نسخۀ شمارۀ 587 کتابخانۀ مجلس، کتابت 1230ق) استفاده شده که کاملترین دستنویس در بین نسخ کهن این اثر بهشمار میآید.