فرایند فردیت در منظومۀ خورشید و مه‌پاره، بر اساس نظریۀ کهن‌الگویی یونگ

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان، لرستان، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان، لرستان، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان، لرستان، ایران

doi
چکیده

در قرن بیستم و با شکوفایی نظریه اسطوره­ا­ی و کهن­الگویی یونگ، پس از آنکه پیش­تر، انسان­شناسان برای مطالعات انسان­شناسانه خود از اسطوره­ها و ادبیات سود می­جستند، در این مرحله بیشتر نقد کهن­الگویی و اسطوره­ای بود که آثار ادبی و اسطوره­ای را از منظر کهن­الگویی تحلیل می­کرد. بنابراین، نقد کهن­الگویی رویکردی میان­رشته­ای است که به کشف و تبیین و تأثیر اسطوره­ها و کهن‌الگوها و نقش آن­ها در ادبیات می­پردازد. «فردیت» از برجسته­ترین کهن­الگوهای نظریۀ کهن‌الگویی یونگ است. در داستان خورشید و مه‌پاره، خورشید به­منزلۀ قهرمان داستان، برای رسیدن به معشوق خویش با عقبه­ها و مشقت­های فراوانی مواجه می­شود که از جملۀ آن­ها می­توان­ به ارغوان جادوگر، عین ­بلای حیله­گر، زنگیان آدم­خوار، مرزبان­ رقیب، دریای طوفانی و... اشاره کرد. در این منظومه، علاوه بر پدیده­های کهن­الگویی چون جادو و جادوگری و اعمال خارق­العاده و نمادهای کهن‌الگویی، کهن­الگوهای سفر، فردیت، خواب، مادر، قهرمان و ... دیده می­شوند. این امر سبب شده است تا فرایند فردیت در این منظومه را از زاویۀ نظریۀ کهن‌الگویی یونگ بررسی و تحلیل کنیم. بر این اساس، «خورشید» قهرمان این منظومه، پس از طی سفری قهرمانی و غلبه بر سایه­ها و آنیمای منفی، به وصال می­رسد و فردیت خویش را به­مدد دستگیری پیرخرد و جوهر عشق محقق می­سازد و تولدی دوباره می­یابد. روش تحقیق در پژوهش حاضر، روش کتابخانه­ای و به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی است.