مناسبات بین اسطوره و باورهای عامیانه

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

2 زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه، کرمانشاه، ایران

doi
چکیده

باورهای عامه که یکی از عناصر اساسی و قوام­بخش فرهنگ جامعه به­شمار می­روند، با اساطیر پیوندی ناگسستنی دارند. برای ریشه­یابی این­گونه باورها باید به دوران اساطیری بازگردیم و اندیشه­های پیشینیان را دربارۀ پدیده­های جهان هستی مرور کنیم. می­توان گفت بسیاری از آیین­هایی که امروزه در زندگی روزمرۀ مردم رواج دارند، همان اعتقادات اسطوره­ای­اند که به‌مرور زمان، تغییر کارکرد داده‌اند و با گذر از اسطوره به آیین، با حفظ بن­مایه­های اسطوره­ای خود، با تغییر و تحولاتی کلی یا جزئی به باورهای عامه تبدیل شده­اند. ازجمله باورهای عامه­ای که بن­مایه­های اسطوره­ای پررنگی دارند، می­توان به سه آیین «ازدواج با چشمه»، «شکستن تخم­مرغ برای دفع چشم­زخم» و «عبور بیمار از سوراخ دیوار» اشاره کرد که از دیرباز در میان اقوام مختلف ایرانی رواج فراوانی داشته­اند. مقالۀ حاضر با روش توصیفی‌ ـ تحلیلی، سه باور مذکور را ریشه­یابی و پیوند آن­ها را با اساطیر تبیین کرده ‌است. برایند پژوهش نشان می­دهد که هر سه آیین یادشده خاستگاهی اسطوره­ای دارند؛ بدین‌معنی که آیین ازدواج با چشمه بازماندۀ باور اسطوره‌ای قربانی ‌کردن برای چشمه به‌منظور خشنود کردن موکل آب­هاست که پس از نقل‌مکان از اسطوره به آیین، به ازدواج با چشمه تبدیل شده ‌است. آیین شکستن تخم‌مرغ نیز با اسطورۀ اعتقاد به تخم کیهانی پیوند دارد و می­توان آن را به مفهوم باززایی آفرینش نخستین تفسیر کرد و سرانجام، عبور دادن بیمار از سوراخ دیوار، تداعی­کنندۀ بازگشت به زهدان و تکرار عمل زایش و ولادت اولیه است که از دیدگاه اساطیری به­دلیل ارتباطش با صنع الهی، لحظه­ای پاک و آرمانی محسوب می‌شود.