تدوین سازوکار تجربه سکونت بر اساس قابلیتهای فضاهای مرزی پیرامون خانه تحلیل تطبیقی دیدگاه خبرگان و تجربه زیسته ساکنان
نویسندگان
1 دانشیار، گروه معماری، دانشکده معماری، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، دانشکده معماری، دانشگاه تهران،تهران،ایران.
3 استاد، گروه معماری، دانشکده معماری، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfaup.2026.408411.673151چکیده
فضاهای مرزی بهعنوان عرصههای تعاملات انسانی، میتوانند بستری برای تحلیل تجربهی سکونت باشند. درک ارتباط بین این دو مفهوم، مسلتزم شناخت قابلیتهای فضاهای مرزی و تعریف سکونت است. پرسش اصلی پژوهش این است که، فضاهای مرزی پیرامون خانه چگونه بر تجربهی سکونت تأثیر میگذارند؟ پژوهش در پارادایم تفسیرگرایی و با اتکا به روش کیفی، سکونت را فرآیندی پویا و زمینهگرا تعریف میکند که بر مبنای تمایز (تمییز فضایی) و تقسیم (برای شخصیسازی فضا) توسط فضاهای مرزی، شکل میگیرد. بر این اساس فضاهای مرزی با نگاهی انسانمحور، در سه لایه یا سه بعد کالبدی، اجتماعی، معنایی در محیط پیرامون خانه مدلسازی شدند. برای سنجش میزان تأثیر عوامل شکلدهندهی هر بعد، ابتدا با بهرهگیری از نظرات ۸ خبره دانشگاهی و تکنیک فرآیند تحلیل شبکه (ANP)، وزن عوامل مشخص و مدل فرآیند سکونت به دست آمد. سپس جهت تدقیق مدل در بستر واقعیت، پرسشنامهای مبتنی بر طیف لیکرت توسط ساکنان تکمیل و دادهها با روشهای آماری نرمالسازی شد. با سنجش همبستگی وزن عوامل در نظر خبرگان و تجربهی ساکنان و تأثیر عوامل زمینهای، مدل نهایی تحلیل تجربهی سکونت به دست آمد، که فضاهای مرزی را نه صرفاً عناصری صلب، بلکه عواملی «مولد و فعال» معرفی میکند که از طریق پیوندهای تعاملی، کیفیت تجربهی سکونت را ارتقا میبخشند.