بازخوانی انتقادی سیاستزدایی در حفاظت از میراث: واکاوی چهار سند بنیادین
نویسندگان
1 دکتری مرمت و احیای ابنیه و بافتهای تاریخی، گروه مطالعات و حفاظت معماری و شهری، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه مطالعات و حفاظت معماری و شهری، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfaup.2026.403097.673120چکیده
درحالیکه مواجههی با سیاست برای حفاظت و حفاظتگران اجتنابناپذیر است، مقالهی حاضر نشان میدهد که چگونه از جریان غالب دانش حفاظت بهطور گسترده سیاستزدایی شده است. در این راستا، با بهرهگیری از دیدگاه پژوهشگران حوزهی سیاست و سیاست میراث، ابتدا ضرورت سیاسیسازی حفاظت تبیین شده و سپس چیستی، چرایی و چگونگی سیاستزدایی از آن مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با اتکا به روش تحقیق کیفی و راهبرد تحلیل محتوای جهتدار، چهار سند کلیدی بینالمللی شامل «منشور ونیز»، «حفاظتگر-مرمتگر»، «منشور واشنگتن» و «توصیهنامهی منظر شهری تاریخی» را از طریق کدگذاری نظری در نرمافزار مکس کیودا (MAXQDA) تحلیل نموده است. نتایج تحلیل نشان میدهند که سه تاکتیک اصلی شامل «بهرهگیری از عقلانیت فنی-ابزاری»، «چارچوببندی خنثیبودگی» و «تأکید بر توافقپذیری» نقش مؤثری در سیاستزدایی از حفاظت ایفا کردهاند. ازآنجاییکه دانش حفاظت بر مبنای اسناد و دکترینهای سازمانهای بینالمللی شکل گرفته است، این تاکتیکها، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، موجب تضعیف درک سیاسی از میراث شده و زمینهی حذف ابعاد سیاسی از گفتمان حفاظت را فراهم کردهاند. لذا این مقاله بر لزوم بازاندیشی در رویکردهای حفاظت و احیای جایگاه سیاست در آن تأکید دارد و گام اول در این مسیر را درک سیاستزدایی از حفاظت میداند.