تفسیر ساختارگرایانۀ وضعیت آغازین افسانه‌های سحرآمیز ایرانی در الگوی پراپ در مقایسه با شاهنامه و اساطیر بندهشی ایران

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه میبد

doi
چکیده

در ریخت­شناسی افسانه­های سحرآمیز، پراپ دو نوع وضعیت آغازین را تشخیص می­دهد که یکی را کمبود می­نامد و دیگری را شرارت و هر دو را وضعیت­هایی خودبه­خودی و اصیل می‌داند. در این مقاله، فرض بر این است که نخست این الگوها معنا دارند و دوم کمبود همواره در شرارت منشأ دارد و در اندیشۀ ایرانی وضعیتی مستقل و قائم­به­ذات نیست. برای کشف معنای این الگوها، افسانه­های سحرآمیز به­صورت تطبیقی با داستان­های اسطوره­ای و حماسۀ ملی ایران، مطالعه شده­اند. روش تحلیل، ساختارگرایانه و درزمانی است. نتیجۀ پژوهش از این قرار است: اسطوره­های آفرینش دو الگو دارند که هر دو مبتنی بر تنازع و تزاحم دو نیروی متضاد است که یکی آفریننده است و دیگری ویرانگر. در اولی، نیروی آفریننده به گوهر یا عنصری نیاز دارد که کیهان مادی از آن ساخته می­شود یا وجود کیهان مادی به آن بازبسته است. این الگو در افسانه­های سحرآمیز به­صورت وضعیت کمبود نمایان می­شود. در الگوی دوم، نیروی آفریننده، کیهان را در وضعیت ایدئال می­آفریند؛ اما این کیهان مورد هجوم نیروهای ویرانگر قرار می­گیرد و از صورت ایدئال خارج می­شود. این الگو در افسانه­های سحرآمیز به­صورت وضعیت شرارت نمایان می­شود.