آشتی و پیوند ایرانیان و مغولان در افسانۀ «مغول‌دختر»

نویسندگان

1 علامه طباطبایی

doi
چکیده

ایرانیان در هجوم­های سخت تاریخِ خود با مقاومت و گاه با سازش و آشتی سعی بر آن داشتند تا سرنوشت خود را تغییر دهند. در این میان همراه با کوشش­های پی­گیر طبقۀ نخبه باید از تلاش عامۀ مردم نیز در برآوردن وضعیتی مطلوب برای هم­زیستی با قوم غالب سخن به­میان آورد. مردمی که کم­تر از سواد برخوردار بودند و ذهنیت آرمان­گرای آن­ها واقعیت تاریخی را قلب می­کرد تا آسوده­تر به جریان رخدادها بنگرد، به دامن تخیل و افسانه­سازی چنگ می­زدند و با برساختن اندیشه­ای نو ادامۀ زندگی را بر خود هموار می­ساختند. افسانۀ «مغول­دختر» که بر­ آمده از روزهای سخت تسلط مغولان بر ایران است، نمونه­ای از تخیل جبران­کننده است که با مضمون عشق و ازدواج سعی بر آن دارد تا با پیوندی عمیق و عاشقانه و نیز مملو از ایمان و پایداری، آشتی و نوعی یگانگی بین دو طرف را روایت کند، جهانی نو بسازد و حتی فراتر از آن حاکمیت و اقتدار از دست رفته ایران را بر جای مغولان بر گسترۀ جغرافیایی وسیع از شرق تا غرب عالم به­تصویر کشد. در پژوهش پیش­رو با روش نقد تاریخی به موضوع مذکور پرداخته شده است.