نقش مؤلفههای معماری میانافزا در ارتقاء هویت محلهای بر اساس تعامل فضای نو و میراث کالبدی (موردپژوهی: ساختمان چیذری و نیماد در شهر تهران)
نویسندگان
1 استادیار، گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد معماری داخلی، گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfaup.2025.398865.673100چکیده
توسعۀ کالبدی معاصر در بافتهای تاریخی، در صورت بیتوجهی به ساختارهای زمینهای، به گسست فضایی و تضعیف هویت محلهای میانجامد. معماری میانافزا بهعنوان رویکردی مؤثر، با حفظ انسجام فضایی و ارتقاء کیفیت محیطی پیوند گذشته و حال را بازتعریف میکند. هدف این پژوهش، بررسی نقش معماری میانافزا در تقویت هویت محلهای است و بر اساس سه فرضیۀ نظری انجام شد که بر تأثیر سازگاری زمینهگرا بر انسجام کالبدی، نقش ابعاد روانشناسی محیطی در ادراک ذهنی و کارکرد توسعه و حفاظت در ایجاد توازن میان فضاهای نو و میراث کالبدی تأکید دارند. این پژوهش با رویکردی ترکیبی و ماهیت کاربردی انجام شده است؛ در مرحلۀ نخست، مؤلفههای نظری با تحلیل محتوای کیفی ادبیات و با استفاده از نرم افزا مکس کیو دی ای (MAXQDA) استخراج شدند. سپس برای سنجش متغیرها و استخراج راهبردها، یک پرسشنامۀ بازپاسخ در میان متخصصان توزیع و نتایج به تدوین پرسشنامهای ساختاریافته انجامید. در ادامه، دادههای کمی بر اساس طیف لیکرت از ساکنان و همان متخصصان گردآوری شد. همچنین، دو بنای چیذری و نیماد در تهران بهعنوان مطالعه موردی انتخاب شدند. در این بخش، دادهها با استفاده از نرمافزار اسپیاساس (SPSS) و از طریق آزمونهای همبستگی و تحلیل واریانس ارزیابی شدند. درنهایت، پژوهش نشان داد معماری میانافزا از طریق انطباق با الگوی زمینهگرا و پاسخ به مؤلفههای روانشناختی، توازن معناداری میان ابعاد عینی و ذهنی هویت محلهای برقرار کرده و منجر به ارتقای کیفیت محیطی در بافتهای تاریخی میشود.