بازخوانی پدیدارشناسانه کیفیت سکونت؛ بازاندیشی استانداردهای کیفیت مسکن در ایران

نویسندگان

1 دکتری گروه مطالعات و حفاظت از میراث معماری و شهری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران.

2 دانشیار گروه معماری، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 استادیار گروه معماری داخلی، دانشکده معماری و مرمت، دانشگاه هنر شیراز، شیراز، ایران.

doi
10.22059/jfaup.2025.400610.673106
چکیده

در سیاست‌گذاری‌ها و مقررات ساختمانی ایران، کیفیت سکونت عمدتاً ذیل رویکردی کمی و فنی تعریف شده و تجربه‌ی زیسته‌ی انسان در فضا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. غلبه‌ی واژه‌ی «مسکن» بر «خانه» خود نشانه‌ای از این تقلیل‌گرایی است؛ جایی که سکونت به مجموعه‌ای از شاخص‌های سازه‌ای و ابعادی فروکاسته می‌شود و ابعاد معنایی آن به حاشیه رانده می‌گردد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی پدیدارشناسانه و اتکا بر مبانی نظری معماری، به واکاوی سه ساحت کالبدی، ادراکی و فرهنگی-هستی‌شناختی سکونت می‌پردازد. هدف اصلی، نشان دادن شکاف میان نظام‌های متداول ارزیابی و واقعیت زیسته‌ی فضا و ارائه‌ی چارچوبی بومی برای ارتقای استانداردهای کیفی مسکن در ایران است. روش تحقیق کیفی و تفسیری بوده و با رویکردی تطبیقی، تجربه‌ی نظام‌های موفق جهانی در کنار ابعاد اجتماعی، روانی و معنایی سکونت بررسی شده است. یافته‌ها آشکار می‌کند که درحالی‌که استانداردهای بین‌المللی از سطح الزامات فنی فراتر رفته و به وجوه انسانی، فرهنگی و ادراکی پرداخته‌اند، مقررات داخلی همچنان عمدتاً بر جنبه‌های فنی متوقف مانده‌اند. در واکنش به این خلأ، مقاله چارچوبی زمینه‌مند برای بومی‌سازی استانداردهای کیفی مسکن پیشنهاد می‌کند که بر پیوند میان ادراک انسانی از «خانه»، خرد بومی، ظرفیت‌های دانش فنی و مشارکت ذی‌نفعان استوار است.