بررسی رابطۀ جنگ‌نامه‌های محلی فارسی‌ با حماسۀ شاهنامه از منظر گونه‌شناسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی

2 هیأت علمی و دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز.

3 هیات علمی بازنشسته دانشگاه شهید جمران اهواز

4 ویراستار علمی دانشنامه فرهتگ مردم

doi
چکیده

سهم قابل­توجهی از اشعار فارسی را گونه ادبی حماسه دربر می‌گیرد. دامنۀ این گونه‌ تا قلمرو ادبیات شفاهی نیز کشیده شده‌ است. جنگ­نامه­های محلی منظومه­هایی هستند با حال و هوای حماسی که مشخصاً به تأثیر و تقلید از شاهنامه سروده‌ شده‌اند. این شعرها در قالب مثنوی و بحر متقارب و گاه در بحر هزج هستند که با روایتی داستانی و توصیف­ مبالغه­آمیز، دلاوری­های فرد یا افرادی تاریخی از یک منطقۀ جغرافیایی را شرح می­دهند و تا مدت‌ها پس از سروده‌شدن، میان مردمان آن منطقه مقبولیت دارند، و در اختلافات محلی و طایفه‌ای، کارکردهای تبلیغی دارند. جنگ­نامه‌ها بسته­به موضوع خود، گاه به جنگ میان سران طوایف و خوانین منطقه و در مواردی به نزاع یک گروه با حکومت مرکزی پرداخته‌ و گاه نبرد گروهی از مردمان منطقه‌ای را با نیروهای بیگانه روایت کرده‌اند. عنصر «جنگ» و بزرگداشت یا خوارداشت شخصیت‌ها و حوادث محلی و منطقه‌ای، پایه و مایه اصلی این شعرها به‌شمار‌ می‌رود. در این مقاله سه جنگ­نامه محلی جنوب ایران، یعنی جنگ­نامه رئیسعلی دلواری، جنگ­نامه حیات‌داود و شبانکاره و جنگ­نامه بر تابناک لیراوی از جهت سبکی و گونه‌شناختی بررسی شده­اند. این منظومه­ها با آنکه از سبک زبانی و ادبی شاهنامه و دیگر متون حماسی و همچنین لحن و گفت­وگوی آن­ها تأثیر فراوانی پذیرفته‌اند، اما تفاوت‌های اساسی نیز با گونۀ حماسه دارند؛ مؤلفه‌هایی همچون زمینه اسطوره‌ای، داستانی، پهلوانی، صبغه ملی و خرق­عادت در این سروده‌ها نیست. رنگ ملی ندارند؛ چراکه اهداف آن­ها در راستای آرمان‌های یک ملت نیست و قهرمانانشان اغلب به‌دنبال رسیدن به آرمان­ها و اهداف شخصی‌اند؛ بنابرین به باور ما، از منظر گونه‌شناسی این سروده‌ها را باید «شبه‌حماسه» نامید. با این همه جنگ­نامه­ها ازمنظر تأثیر شاهنامه بر فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌های قلمرو زبان فارسی و نیز از لحاظ ثبت وقایع و حوادث محلی و به­کارگیری برخی واژگان و اصطلاحات بومی در شعر شایسته توجه و درخور بررسی‌اند.