مبادلۀ مضمون و خیال در بازی‌های نمایشی و شعر کلاسیک فارسی؛ با تکیه بر نمایش‌های رسن‌بازی و شب‌بازی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه خلیج فارس

2 استادیار دانشگاه خلیج فارس

doi
چکیده

شعر فارسی محملی برای بازتاب نمایش و بازی‌های نمایشی بوده است. بستری که اگر نبود، چه­بسا تصور می‌شد در زمینۀ هنرهای نمایشی تهیدستیم. بر این اساس، در این تحقیق سعی شده است که نشان داده شود، کدام مضامین و خصایص نمایش‌ها در گسترۀ اشعار فارسی بیشتر نمود یافته است و در این ارتباط متقابل، شعر چه بهره‌ای از نمایش برده و چه مضامین و تصاویری را از دنیای نمایش برگرفته و پرورش داده است. روش تحقیق، تحلیلی ـ توصیفی و مبتنی بر بررسی کتابخانه‌ای و مراجعه به متون بوده و از دو نرم‌افزار عرفان نور و دُرج نیز بهره برده شده است. این تحقیق نشان می‌دهد که شعر فارسی بخشی از خصایص بازی‌های نمایشی را حفظ و به­ویژه به دو بازی رسن‌بازی و شب‌بازی توجه بیشتری کرده است. شعرا در عین اینکه مضامین نمایشی را منعکس کرده‌اند، مضمون‌سازی و خیال شاعرانه برایشان مهم­تر بوده است به­طوری که تخیلات مبتنی بر بازی‌های نمایشی بسیار شگفت‌انگیزند. نخستین شاعران فارسی دری تا شاعران معاصر، مضامین نمایشی را در اشعارشان منعکس کرده‌اند، از فردوسی و منوچهری تا قاآنی و فراهانی. در این میان، نظامی بیش از دیگران به نمایش توجه داشته است. همچنین، در این پژوهش برای نخستین­بار نگرش عرفا نسبت­به نمایش بررسی شده است. آن­ها بیشتر به­شکل تمثیلی از نمایش بهره برده‌اند. تمثیل عرفا بیشتر رمزی است و بی‌شباهت به تمثیل فلسفیِ خیام نیست که با مضمون پرده‌بازی ساخته ­شده است. از نظر ادبی، بیشترین تصاویر به­کمک استعاره، تشبیه، تمثیل و تمثیل رمزی ایجاد شده است.