بن‌مایۀ کوچک‌تر از کوچک در عین حال بزرگ‌تر از بزرگ در قصه‌های ایرانی

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
چکیده

در این مقاله یکی از تکراری­ترین بن­مایه­های قصه­ها و افسانه­های ایرانی یعنی قهرمانی و پیروز بودن فرزند آخر با تکیه بر مصادیق کهن­الگوی کودک از دیدگاه یونگ بررسی شده است. فرزند پسر یا دختر سوم، چهارم، هفتم، چهلم و یا صدم که درحقیقت کوچک­ترین فرزند است، در بین خواهران و برادران خود در صحنۀ مبارزۀ متوازن نبرد می­کند و پیروز می­شود. در این پژوهش، ابتدا چند تیپ و برای هر تیپ، یک قصه انتخاب شده است. سپس، قصه­ها براساس سه ویژگی­ای که یونگ برای کهن­الگوی کودک قائل است، بررسی شده است. نتیجۀ حاصل اینکه فرزندان آخر در قصه­ها با بن­مایۀ کوچک­تر از کوچک و بزرگ­تر از بزرگِ یونگ در سه ویژگی استعداد طرد کردن، شکست­ناپذیری و هرمافرودیتی بودن اشتراک عمیقی دارند.