عوامل مرتبط با افزایش و کاهش گرایش دانشجویان به دینداری؛ بررسی پدیدارشناختی
نویسندگان
1 دکتری روانشناسی بالینی، استاد گروه روانشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تهران
doi
چکیده
هدف: این مطالعه با هدف فهم عوامل مرتبط با افزایش و کاهش گرایش دانشجویان به دینداری انجام شد. روش: رویکرد این مطالعه، کیفی و روش آن پدیدارشناختی بود. مشارکتکنندگان در پژوهش، 105 نفر از مطلعان در چهار خوشۀ دانشجویان(75 نفر)، اعضای هیئت علمی(9 نفر)، مدیران فرهنگی(9 نفر) و استادان حوزوی(12 نفر) بودند که به روش نمونهگزینی هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از فن مصاحبۀ نیمهساختارمند و برای تحلیل دادهها از روش کُلایزی استفاده شد. یافتهها: دربارۀ عوامل مرتبط با افزایش گرایش به دینداری، تحلیل دادهها به شناسایی 49 زیرمضمون و 29 مضمون منتج شد. مضامین «زندگی و رشد در خانوادههای مذهبی»، «وجود الگوهای دینداری در جامعه و دسترسی به این الگوها»، «صداقت و اخلاص دینی در فعالیتهای مسئولان و آحاد جامعه»، «روش تدریس مدرسان دروس معارف»، «گرایش درونی و فطری انسان به دینداری»، «کسب دستاوردهای مثبت از دین و ظرفیتهای آن در زندگی» و «تقویت اندیشهورزی دینی و کیفیت مبانی معرفتی»، مضامینی بودند که دستکم سه خوشه از اعضای گروه نمونه، از آنها به عنوان عوامل مرتبط با افزایش گرایش دانشجویان به دینداری یاد کردند. دربارۀ عوامل مرتبط با کاهش گرایش به دینداری، تحلیل دادهها بیانگر 87 زیرمضمون و 60 مضمون اصلی بود. مضامین «سوء عملکرد افراد به ظاهر مذهبی»، «سوءرویّهها در تبلیغ و تبیین دین»، «عوامل مربوط به آموزش دروس عمومی»، «ویژگیهای شناختی و روانی دانشجویان»، «عوامل اجتماعی» و «اقتصادی» و «عوامل مربوط به شبکههای اجتماعی و رسانهها»، مضامینی بودند که دستکم سه خوشه از اعضای گروه نمونه به عنوان عامل مرتبط با کاهش گرایش به دینداری معرفی کردند. نتیجهگیری: توجه به این عوامل در سیاستگذاری برای تربیت دینی دانشجویان امری ضروری است و پیشنهاد میشود به منظور ارتقای دینداری دانشجویان، نهادهای فرهنگی دانشگاه ضوابط مشخص آموزشی با لحاظ عوامل مؤثر احصاشده، تدوین کنند.