گذار از حفاظت عقلانی به حفاظت پراگماتیک؛ روایتی از هنر عمل در حفاظت از میراث جهانی چغازنبیل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته مرمت و احیای ابنیه و بافتهای تاریخی، گروه مطالعات و حفاظت معماری و شهری، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا،دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه مطالعات و حفاظت معماری و شهری، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfaup.2024.371777.672942
چکیده

جریان غالب حفاظت از میراث در شش دهه‌ی گذشته تمام تلاشش را در راستای هم‌گرایی برای یافتن یک چارچوب نهایی اثرگذار در هر شرایطی، بهترین روش حفاظت، گذاشته و ادعا می‌کند این چارچوب نهایی در قالب دکترین‌های حفاظت قابل ارائه است. در این مقاله استدلال می‌شود که ریشه‌های این روش تلقی وضعیت برنامه‌ریزی برای میراث را می‌توان در عقلانیت ملهم از دکارت‌گرایی و “برنامه‌ریزی عقلانی” جستجو نمود و ترکیب “حفاظت عقلانی“ را برای آن به‌کار گرفت. حفاظت عقلانی ضمن نادیده گرفتن روابط قدرت و سیاست‌زدایی از دانش میراث، نگاهی‌باریک‌بینانه به نحوه‌ی مواجهه‌ی ‌حفاظت‌گران با شرایط عمل، با تبدیل شرایط به شرایطی ساده، قطعی و توافق‌پذیر، به‌وجود آورده است. اما پارادایم رقیب برای این نگاه عقلانی به حفاظت چیست و آیا این پارادایم می‌تواند مسیر بهتری را برای حفاظت از میراث ترسیم کند؟ مقاله‌ی حاضر به‌دنبال یافتن پاسخ این پرسش اساسی، از طریق روش تحقیق کیفی ابتدا به مرور ادبیات موضوع، نقد حفاظت عقلانی و گذار از حفاظت عقلانی به حفاظت پراگماتیک می‌پردازد. سپس با بهره‌گیری از ابزار داستان‌گویی، ضمن روایت مواجهه‌ی یک حرفه‌مند در حفاظت از میراث جهانی چغازنبیل، استدلال می‌شود که درک پراگماتیک می‌تواند به تفسیر بهتر وقایع و گشودن راه‌حل‌های جدید در دانش حفاظت کمک نماید.