اولویتهای فضاهای دانشگاهی در گذار از دانشگاههای نسل اول و دوم به دانشگاههای نسل سوم و چهارم با تکیه بر مدل سنجش رضایت نوئل-لویتز
نویسندگان
1 استادیار، گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد،یزد، ایران.
2 پژوهشگر دکترا، گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
3 پژوهشگر دکترا، گروه شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfaup.2024.359566.672876چکیده
رضایت کاربران از فضای کالبدی دانشگاه، از عوامل مهم در زمینه رقابتپذیری دانشگاه و جذب کاربر و حضور دوبارهآنها با فعالیت خلاق و بانشاط است. تغییر در اولویتهای جمعیتی، سبک زندگی، فناوری، و... در میان مخاطبان دانشگاه و در نتیجه تغییر در ترجیحات آنان همراه با لزوم حرکت ناگزیر به سوی نسل سوم و چهارم دانشگاهها، اهمیت سنجش رضایت از فضای کالبدی دانشگاههای کشور را روشن میسازد. این پژوهش ارائه چارچوبی عام جهت سنجش رضایت کاربران از فضای کالبدی دانشگاهها و کاربست این چارچوب در دانشگاه یزد را پی میجوید. بر این اساس رضایتمندی با مناسبسازی مدل سنجش رضایت نوئل-لویتز (Noel-Levitz) با روش تحقیق کمی-پیمایشی و نمونهگیری خوشهای از سه گروهِ دانشجویان، اساتید و کارمندان دانشگاه ارزیابی و تحلیل «اهمیت-عملکرد» بر اساس قوتها، چالشها، شکاف عملکردی ارائه شد تا بر مبنای نتایج، اولویتهای طرح جامع کالبدی دانشگاه یزد تعیین شود. یافتهها در دانشگاه یزد نشان میدهد در حرکت به سوی دانشگاه نسل سوم و چهارم از منظر فضاهای کالبدی دانشگاه، به ترتیب فاکتورهای دسترسی، عوامل حسی-عملکردی و استخوانبندی و چیدمان فضایی تاثیرگذار میباشند. اولویت برنامههای کالبدی برای این دانشگاه عبارتند از: 1)تعریف مجدد سلسله مراتب دسترسی و توسعه مدهای حرکتی؛ 2)انسجام و یکپارچگی فضای دانشگاه؛ 3) برنامهریزی توسعه دانشگاه با استفاده بهینه از اراضی و ایجاد فعالیتهای مرتبط با شهر.