ساختار روایی داستان عامیانۀ «کره‌اسب سیاه» از دیدگاه نشانه‌معناشناسی گفتمانی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور

2 دانشگاه پیام نور

doi
چکیده

داستان­های عامیانه بازتاب هویت فرهنگی هر ملت هستند که ایدئولوژی حاکم و پس‌زمینه­های ذهنی آن جامعه را منعکس می­کنند. مطالعۀ حاضر با استفاده از دیدگاه نشانه‌معناشناسی گفتمانی به لایه­های زیرساختی نظام روایی در داستان عامیانۀ «کره­اسب سیاه» نفوذ کرده و عوامل گفتمانی کنش و شوش را در شش مرحله در فرایند معناسازی تحلیل کرده است. شوش و کنش متقابل بین شاهزاده و کره­اسب و تعامل بین این دو نظام حسی ـ ادراکی و هوشمند، مهم­ترین عامل شکل­گیری و ایجاد تغییر از وضعیتی به وضعیت دیگر و حالت­های پس از تغییر در این داستان هستند. در این نظام روایی گاهی احساس و ادراک با تأثیر بر عوامل معنایی، معنا را به­وجود می­آورد و گاهی نیز کنش، شوش­زا می­شود. همچنین، در این پژوهش مراحل ارتقای توانش­های مادی و معنوی اسب به­عنوان موجودی غریزی و مادی به موجودی اسطوره­ای و کنشگری آسمانی و به­عبارتی سازوکار استعلایافتگی کره­اسب تبیین می­شود.