تجربۀ کوچ و انعکاس آن در شعرهای عامیانۀ بختیاری

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک

doi
چکیده

این مقاله در صدد پاسخ دادن به این پرسش‌هاست که تجربۀ کوچ چه تأثیری بر شعر بختیاری داشته است و اینکه این اشعار چگونه دنیای درون و بیرون یک ایلیاتی کوچنده را تعبیر و تفسیر می‌کند. در این جستار تلاش شده است تا آن بخش از وجوه صوری و محتوایی شعر بختیاری ـ که از تجربۀ بزرگ و محوری کوچ شکل گرفته است ـ تحلیل و بررسی شود و وجوه فلسفی و زیبایی‌شناختی این تجربه از خلال ابیات و سروده‌های عامیانه بازنمایی و تبیین گردد. مبنای نظری این پژوهش بر اساس کتاب هنر به­مثابۀ تجربه نوشتۀ جان دیویی شکل گرفته است که در آن از دو گونه تجربه نام می­برد: «تجربۀ منقطع» و «تجربۀ کامل». در این نوشتار، به این مسئله پرداخته شده است که تجربۀ کوچ تجربه­ای است که هر سال در فرمی نظام­مند و آیینی تکرار می­شود و تجربه­ای کامل را شکل می­دهد. حاصل آنکه این تحقیق نشان می‌دهد که تجربۀ کوچ به­عنوان یک تجربۀ محوری و بزرگ، چگونه ذهن و عین انسان کوچنده را به­شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ به­طوری که شعر عامیانۀ بختیاری، هم از حیث فرم و هم از نظر محتوا، تحت تأثیر تجربۀ کوچ شکل گرفته و بدین ترتیب دنیای ذهنی و نظام معرفتی و زیبایی‌شناختی انسان کوچنده را در فرمی کلی‌تر به شیوۀ زندگی او پیوند داده است.