مأخذ یک قصه و یک تمثیل مثنوی در ادب عامه

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر رفسنجان

doi
چکیده

در مقاله حاضر مأخذ یک قصه و یک تمثیل مثنوی معنوی در ادب عامه نشان داده ­شده است. نخست حکایت عاشقی که شب در میعادگاه به خواب رفت و معشوق که او را خفته یافت، گردکانی چند در جیب او نهاد از دفتر ششم. شارحان مثنوی برای این قصه مآخذی در ادب رسمی نشان داده­‌اند؛ اما مأخذ آن در ادب عامه برای اولین بار در این مقاله و در حکایت عشق فرخ جواهری و فرخنده‌­بانو، دختر پادشاه دیلمان، نشان داده شده ­است. تمثیل مورد بررسی در این تحقیق، بانگ کردن سگ‌­بچگان در شکم سگ حامله از دفتر پنجم است که برای آن هیچ مأخذی در ادب رسمی و ادب عامه نشان داده نشده و در این مقاله برای نخستین بار مأخذ آن در بخشی از افسانۀ عاشق شدن پسر پادشاه مشرق به دختر پادشاه مغرب ـ که روایت مفصلی از حکایت مشهور شرط‌­بندی سیمرغ با سلیمان است ـ نشان داده شده­ است. علاوه بر ذکر مأخذ قصه و تمثیل یادشده، تغییر و تبدیلاتی که مولانا به شیوۀ معهود خود در روایات عامیانه و رسمی این قصه و تمثیل انجام داده نیز بحث و بررسی شده ­است.