باورهای عامیانه دربارۀ اختلاج و بازتاب آن در ادبیات فارسی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشتۀ زبان وادبیّات فارسی دانشگاه سمنان

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان

doi
چکیده

باورهای عامه بخش بزرگی از فرهنگ و ادبیات هر قوم را تشکیل می‌دهد و برای تحقیق در افکار، عقاید، فرهنگ، تمدن و همچنین رفع مشکلات و دشواری­های موجود در فهم اشعار و متون برجای­ماندۀ هر قوم باید دقیقاً مورد بررسی قرار گیرند. یکی از باورهای عامیانۀ ایرانیان، اختلاج است. خلاف طب قدیم و جدید- که آن را حرکتی غیرارادی در اندام­ها و اعضای بدن می­داند- قدما حوادث و پیشامدهایی را که ممکن بود برای شخص، متعلقان، خویشان و دارایی او رخ دهد، به اختلاج اعضای بدن نسبت می­دادند و با توجه به آن پیشگویی­هایی می­کردند که با طب قدیم و یافته­های علم پزشکی و روان­شناسی امروز قابل تفسیر و تبیین نیست. باورهای عامه دربارۀ اختلاج آن­قدر گسترده بود که در ادبیات منثور و منظوم فارسی از کتاب کلیله­و­دمنه گرفته تا شعر شعرای گذشته، همچون اشعار خاقانی، نظامی، کمال­الدین اصفهانی، سعدی، صائب تبریزی و شعرای معاصر، چون فروغ فرخزاد و قیصر امین­پور بازتاب پیدا کرده ­است. در این پژوهش که برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز آن از روش‎ کتابخانه‌ای استفاده شده ‌است، پس از بیان معانی لغوی و اصطلاحی واژۀ اختلاج و مبانی فیزیولوژیک این عارضه و علل حادث­شدن آن در بدن انسان، جایگاه اختلاج در باورهای عامیانۀ ایرانیان قدیم و بازتاب آن در ادبیات فارسی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که اختلاج یکی از باورهای عامیانۀ ایرانیان قدیم بوده ‌است و اگر عضوی از بدن شخص می­جهید، آن را نشانۀ وقوع رویدادی خوش و ناخوش می‌دانسته‌اند.