اثر سناریوهای مدیریت کشاورزی بر آبشویی علف‌کش نیکلوسولفورون (کروز) از خاک با پوشش گیاه ذرت

نویسندگان

1 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

2 گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

3 کارشناسی ارشد علف‌های هرز، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

doi
10.22034/csrar.2025.486895.1449
چکیده

به‌منظور بررسی میزان آبشویی علف‌کش نیکوسولفورون با پوشش گیاه ذرت و علف‌‌هرز قیاق، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی، با سه تکرار در 39 ستون پلی‌اتیلنی در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه لرستان انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل نوع خاک؛ خاک‌های شهرستان‌های کوهدشت (S1) و خرم‌آباد (S2) و همچنین نوع ماده ‌آلی شامل کود گوسفندی (OM1)، کاه‌و‌کلش گندم (OM2)، بیوچار (OM3) و شاهد (OM4) بودند. در طول فصل کشت، 5 دوره آبیاری اعمال و در پایان هر آبیاری میزان سم زه‌آب خروجی از ستون‌های خاک اندازه‌گیری گردید. نتایج نشان داد، اثر نوع خاک، ماده ‌آلی، زمان آبیاری، و اثرات متقابل ماده ‌آلی و زمان آبیاری بر میزان سم زه‌آب معنی‌دار (0/01 >p) است. نتایج مقایسه میانگین در تیمارهای مختلف نشان داد، بالا بودن میزان ماده ‌آلی و میزان رس خاک، سبب جذب سم و از آبشویی آن به لایه‌های پایین جلوگیری می‌کنند. بیشترین (0/037) و کمترین (0 میکروگرم در لیتر) غلظت سم موجود در زه‌آب به‌ترتیب مربوط به تیمار حاوی کاه‌‌و‌کلش و تیمار شاهد می‌باشد. بالاترین میزان جذب علف‌کش در ستون‌های حاوی گیاه قیاق، کود بیوچار و خاک منطقه خرم‌آباد و کمترین میزان جذب سم در ستون‌های حاوی گیاه ذرت، کاه‌و‌کلش و خاک منطقه کوهدشت مشاهده شد. نتایج نشان داد با گذشت زمان، از میزان سم موجود در زه‌آب کاسته می‌گردد. لذا استفاده از راهکارهای مدیریتی از جمله استفاده از پسماندهای آلی و خاک رس به‌عنوان روشی مؤثر برای به حداقل رساندن آلودگی زیست‌محیطی در زمان استفاده از آفت‌کش‌ها توصیه می‌گردد.