بررسی استفاده از کودهای زیستی و شیمیایی بر عملکرد و برخی صفات زراعی کنجد (Sesamum indicum L.) در شرایط تنش خشکی
نویسندگان
1 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران
2 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران
3 مرکز علوم محیطی دانشگاه چالرز، پراگ، جمهوری چک
doi
10.22034/csrar.2025.484717.1445چکیده
برای ارزیابی استفاده از کودهای شیمیایی و زیستی بر صفات زراعی و عملکرد کنجد، پژوهشی مزرعهای بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو مزرعه تحقیقاتی واقع در استان هرمزگان (سرکهنان و دشت حوض) در سال زراعی 1400 اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل: تنش خشکی در دو سطح (آبیاری معمول (براساس 90 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A) و تنش خشکی (براساس 150 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A)) و کوددهی در هشت سطح (باکتری محرک رشد (B)، قارچ مایکوریز (MY)، کود شیمیایی (NPK)، باکتری محرک رشد+ قارچ مایکوریز (B+MY)، باکتری محرک رشد+ کود شیمیایی (B+NPK)، قارچ مایکوریز+ کود شیمیایی (NPK+MY)، باکتری محرک رشد+ قارچ مایکوریز+ کود شیمیایی (B+MY+NPK) و شاهد) بودند. نتایج نشان داد تنش خشکی سبب تسریع فنولوژی و کاهش 16/0، 10/9 و 3/0 درصدی ارتفاع بوته، شاخص کلروفیل، درصد کنجاله و افزایش 4 درصدی محتوای روغن نسبت به تیمار شاهد شد. بیشترین عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک نیز بهترتیب با 2960 و 20240 کیلوگرم در هکتار از تیمار باکتری محرک رشد+ قارچ مایکوریز+ کود شیمیایی و عدم تنش خشکی در منطقه سرکهنان حاصل شد. کمترین میزان نیز در تیمار تنش خشکی و عدم استفاده از کود در منطقه دشت حوض مشاهده گردید. نتایج همچنین مبنی بر همبستگی بالای عملکرد دانه با وزن خشک برگ (**0/80) و وزن خشک ساقه (**0/75) بود. براساس نتایج، استفاده تلفیقی از کودهای زیستی و شیمیایی میتواند راهکاری مناسب جهت کاهش اثرات منفی تنش خشکی در مناطق کمآب برای گیاه کنجد در نظر گرفته شود.