تحلیل نشانه معناشناختی تحقق سره و ناسره در گفتمان ادبی: مطالعه موردی داستان عامیانه "سزای نیکی بدی است"
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس
2 استاد دانشگاه تربیت مدرس
3 استاد دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
در این مقاله با بهرهگیری از رویکرد نشانه-معناشناسی که گفتمان را فرآیندی جهتمند در راستای ایجاد سازههای معنایی و تاثیر بر نظام تعاملی کنشگران میداند و با تکیه بر نظریات هایدگر، آستین، بودواَن، گرمس و تاراستی به مطالعه و تحلیل سره و نا سره در گفتمان میپردازیم. دراین راستا، جهت تبیین رابطۀ زبان با سره و یا ناسره بودن آن به بررسی یکی از روایتهای عامیانه فارسی به نام "سزای نیکی بدی است"، میپردازیم تا نشان دهیم چگونه روایت عامیانه میتواند فرآیند بروز و تجلی سره یا ناسره را جابجا نموده و جریان تولید معنا را دستخوش تغییر نماید. منظور از سره در این پژوهش گفتهای است که از لحاظ زبانشناختی و معناشناختی و با توجه به بافت و موقعیت گفتمان و نگاه هستیشناسانه گفتهپرداز مناسبترین گزینه است و گفتمان را در جهت صحیح پیش میبرد. و منظور از ناسره هر آن چیزی است که جریان صحیح تولید و دریافت معنا را دچار تاخیر یا آسیب جدی کند. هدف پژوهش پیش رو کشف شرایط تحقق سره و ناسره در زبان از طریق مطالعه پیکره یک داستان عامیانه و چگونگی شکلگیری و تغییر آن در گفتمان است. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که چه عواملی سبب شکلگیری سره و ناسره در زبان میشود و در طول روایت عامیانه مورد نظر چگونه سره و ناسره سبب استحکام نظام گفتمانی و یا اختلال و تغییر در روند روایی تحقق معنا میگردند.