تحلیل زمینهگرای معماری کلیسا؛ مرکزگرایی، ویژگی بارز کلیسای شرقی
نویسندگان
1 استادیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر
2 گروه معماری، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jfaup.2019.250718.672019چکیده
اغلب متخصصان تاریخ معماری، بر این باورند که معماری کلیسا امری است "غربی"، که سرآغاز و روند تکاملی واحدی دارد. این نگاه، حاصل شناخت نادرست تاریخ معماری کلیسا، بر بستر شرقی یا بیتوجهی به آن است. مقاله حاضر در نظر دارد در یک بررسی زمینهگرایانه، سرآغاز معماری کلیسای غربی، که عمدتا ریشه در فرهنگ یونانی–رومی دارد و کلیسای ارمنی، که ریشه در فرهنگ معماری محلی از دوران پیشااورارتویی تا دوران متاخر پیشامسیحی دارد، را مورد مطالعه تطبیقی و تحلیلی قرار دهد. طبق یافتههای پژوهش، علیرغم وجود هر دو نوع ساختار خطی و مرکزی در ابتدای دوران شکلگیری معماری کلیسا در ارمنستان و غرب، باید تصریح کرد که ساختار خطی در شکل آشنای باسیلیکای مسیحی در غرب و ساختار مرکزی، که به زعم برخی ذاتا "شرقی" است، در معماری ارمنی، غالب است. کلیساهای خطی و مرکزی در دو فرهنگ، دارای سرمنشا و ویژگیهای متفاوت هستند. ساختارهای مرکب مرکزگرا در معماری پیش از رنسانس در کلیسای غربی، محدود به تجربیات تمدن بیزانس و وارثان معماری آن هستند. بررسی این ساختارهای ترکیبی، از جمله باسیلیک گنبددار، کلیسای پنجگنبدی وکلیسای صلیبی گنبدمرکزی، نشاندهنده تقدم این ساختارها در معماری کلیسای ارمنی و وامدار بودن معماری بیزانس و اروپا به معماری ارمنی است.