امکانسنجی تحقق سبک زندگی دینی (اسلامی) در جامعۀ ایران (براساس سه اثر مفاتیحالحیاۀ، الحیاۀ و سراجالشیعه)
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی و مدیر گروه فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک
2 استادیار گروه تاریخ تمدن و انقلاب اسلامی دانشکدۀ معارف اسلامی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jisr.2015.54345چکیده
مسئلۀ اصلی این نوشتار تأمل دربارۀ امکان و زمینههای ارتقا، ژرفاندیشی و گسترش سبک زندگی دینی در جامعۀ ایرانی است. فرض اساسی نیز آن است که در جامعۀ ایرانی و متأثر از امواج مدرنیته و جهانی شدن، الگوهای مختلفی از سبک زندگی در کنار سبکهای زندگی سنتی و دینی وجود دارد؛ بنابراین میدان رقابت جدی (در زمینۀ فرهنگی و به ویژه برای شمولیت یافتن انواع سبکهای زندگی) وجود دارد. بنابراین مسئلۀ اصلی این پژوهش، بررسی میزان کفایت یا پاسخگویی الگوهای دینی سبک زندگی به نیازهای موجود و چگونگی انطباق آن با شرایط موجود و همچنین قابلیت پاسخگویی مراجع دینی (مبتنیبر احکام و سفارشهای دینی) به نیازهای روزمرۀ کنشگران در زمینههای گوناگون سبک زندگی از جمله پوشش، مصرف و... است. پرسشهای اصلی بیانشده عبارتند از: ویژگیها و ابعاد سبک زندگی دینی (با تأکید بر آثار نوشتاری روایی_ حدیثی) چیست؟ زمینه و عوامل استقرار، نفوذ و تداوم الگوی دینی (اسلامی) سبک زندگی کداماند؟ امکانپذیری اجرای آنها در جامعۀ ایرانی به چه اندازه است؟ برای برخورداری این پژوهش از ماهیت و رویکرد یا روششناختی امکانسنجی، بررسی محتوای سبک زندگی دینی یا الگوی زیست مسلمانی در معنای اصلی و روایی آن مهم است. به همین علت، محتوای سه اثر مهم دینی ازجمله کتابهای مفاتیحالحیاۀ (جوادی آملی)، الحیاۀ (حکیمی) و سراجالشیعه (مامقانی غروی) بررسی شده است که با هدف ارائۀ سبک زندگی اسلامی تدوین شدهاند. سپس ویژگیهای این سه اثر با معیارهای ارزیابی سبکهای زندگی مقایسه شده است. در پایان مشکلات و موانع استقرار و تداوم سبک زندگی مذهبی (حیات طیبه) بررسی و پیشنهاد شده است؛ ابتدا اینکه به تنوع الگوهای سبک زندگی دینی توجه شود و همچنین به تلاشهای احیاگران و روشناندیشان دینی در دورههای معاصر برای تحقق سبک زندگی دینی یا ایمانی بیشتر در مراکز سیاستگذاری فرهنگی توجه شود.