تبیین مفهوم آستانگی در بر همکنش درون و بیرون محدودهها در معماری
نویسندگان
1 'گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر
2 پردیس هنرهای زیبا/دانشکده معماری
3 دانشجو/ دانشگاه یزد
doi
10.22059/jfaup.2020.304505.672477چکیده
تبیین محدوده در معماری به مثابه ایجاد یک «درون» درمیانه «بیرون» است، از آنجا که پیوند با «بیرون» در یک محدوده گریزناپذیر است، میتواند منجر به محاق رفتن حیثیت «درون» محدوده شود. تلقی آستانگی به مثابه سازوکاری در دیالکتیک درون و بیرون به منظور تبیین حدود مکانها، مجموعهای از مهمترین یافتههای این تحقیق را رهنمون میشود. نقطهی عزیمت در تدوین چارچوب نظری این پژوهش، این پرسش اساسی است که چگونه کاربست مفهوم آستانگی میتواند منجر به تبیین حدود مکان در معماری شود. رویکرد پژوهش در این مقاله کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر استدلال منطقی انجام شده است. برای این منظور پس از تعریف محدوده و تحلیلِ برهمکنشِ درون و بیرون، از طریق تحلیل مفهوم لیمینالیتی[i] به ارائه یک مدل نظری جهت احصاء حدود مکان، اشاره خواهیم داشت. نتایج نشان میدهد که موضعِ «گذار» در سازوکار آستانگی تعیینکنندهی حیثیت انفصالی و اتصالی کرانههای یک محدوده است که ذیل بینش مراتبی در این مقاله، سه حالت تقابلی، تعاملی و متعالی را در ارتباط میان محدودهها فراهم میآورد حالتهای مذکور، به سبب نوع مطالبه خود از معماری نقشهای متفاوتی را به مولفههای برسازندهی محدوده مکانی تخصیص داده که میتوانند تجربه در درون بودن کامل(یگانگی) تا بیرون بودن(بیگانگی) را در مدرِک، ایجاد و معیارهایی برای بسط محدودهها مشخص کنند. [i] Liminality.