فردوسی و گفتمان مدرن ایرانی (شاهنامۀ فردوسی و نقش آن در تکوین هویت ملی ایرانیان در دورۀ معاصر)
نویسندگان
1 دانشگاه گلستان
2 دانشگاه گنبد کاووس
doi
10.22067/jls.v47i2.41889چکیده
با شکست سپاه ایران از سپاه روس باب آشنایی ایرانیان با غرب گشوده می شود و گفتمان مدرن (تجدد) به جای گفتمان پیشامدرن (سنت) می نشیند. نتیجۀ این دگرگونی طرد بسیاری از هنجارهای رایج گذشته و نفی بسیاری از بزرگان پیشین است. نه تنها هنجارهای سیاسی (نابرابری انسان ها و ...) و ادبی (لزوم وزن و قافیه و ...) طرد می شوند، بلکه به بسیاری از شاعران نام آشنا (سعدی، مولوی و ...) نیز روی خوشی نشان داده نمی-شود. تنها استثنا فردوسی و اثر او شاهنامه است که علی رغم تناقضاتش با هنجارهای گفتمان مدرن تجلیل می-شود. اصلی ترین دلیل این بزرگداشت ـ که اوج آن را در برگزاری کنگرۀ هزارۀ فردوسی می بینیم ـ شکل-گیری دولت مدرن ملی (دولت ـ ملت) و ایدئولوژی ناسیونالیسم به عنوان ایدئولوژی تثبیت کنندۀ دولت ملی مدرن در عصر مشروطه و به خصوص حکومت پهلوی (پدر و پسر) است. تشکیل دولت ملی ـ که هم روشنفکران مشروطه و هم پهلوی ها به دنبال آن بودند ـ نیاز به زمینه هایی چون تاریخ، زبان و سرزمین مشترک (عناصر اصلی ملت سازی) داشت؛ عناصری که بسیاری از آن ها در شاهنامۀ فردوسی بیش از هر اثر دیگری انعکاس پیدا کرده است؛ دلیل نکوداشت فردوسی را باید در همین مسئله جستجو کرد.