تحلیل کهن‌الگویی داستان امیر‌ارسلان بر اساس نظریۀ تفرد یونگ

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

doi
چکیده

نقد کهن­الگویی یکی از رویکردهای نقد ادبی معاصر است که به کشف ماهیت و ویژگی اسطوره‌ها و کهن‌الگوها و نقش آن­ها در ادبیات می‌پردازد. در این مقاله کهن‌الگوی داستان امیرارسلان بر اساس نظریۀ تفرد یونگ تحلیل کهن‌الگویی شده است؛ به این شرح که امیرارسلان به­عنوان قهرمان جست­وجوگر برای رشد و تکامل و دستیابی به کهن­الگوی خویشتن، حرکت خود را آغاز می‌کند و با دیدن تصویر فرخ‌لقا (آنیما) بیدار می‌شود و به سطح­های تازه‌ای از آگاهی دست می‌یابد. او با گذر از کهن­الگوی نقاب به یاری پیر دانا به حذف سایه و یکی­شدن با آنیما (فرخ‌لقا) موفق می‌شود و فرایند تفرد خود را به سرانجام می‌رساند و به کهن‌الگوی خویشتن دست می‌یابد. ضمن اینکه او کهن­الگوی مرگ و تولد دوباره را- که معنای آن استعلای حیات و تحول درونی است- با واردشدن در غار و چاه – که بیانگر بازگشت به مرحلۀ جنینی (مرگ آیینی) است – و بیرون آمدن از آن مکان‌ها – که رمز تولد مجدد است - تجربه می‌کند.