جستاری در چگونگی آموزش تاریخ معماری از رهگذر توجه به «تفکر تاریخی»
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
doi
10.22059/jfaup.2019.259110.672034چکیده
هدف این مقاله نگاهی به چرایی و چگونگی آموزش تاریخ معماری و پیشنهاد چارچوبی کاربردی در زمینه آموزش تاریخ معماری است. روش تحقیق دراین مقاله روش استدلال منطقی است که نهایتا با رویکردی مصداقی، نتایج تحقیق را تبیین مینماید. در زمینه تدریس تاریخ، این مقاله ایجاد «بینش» را فراتر از انتقال «دانش» تلقی میکند. در رویارویی با بازخوردهای منفی در اثر اشتباه رایج نگاه «دانشی» به این درس، اهمیت موضوع «تفکر تاریخی» روشن میگردد که تفحص در آن از رهگذر توجه به «چیستی تفکر تاریخی» و «دستیابی به تفکر تاریخی» صورت میگیرد. با اتکا به تعاریف و برداشتهای مطروحه از این مباحث، انواع برداشتهای تاریخی با توجه به «شناخت سیر تکامل» و «شناخت جوهر تجارب تکرارشونده» اهمیت مییابند. بر این مبنا، کیفیت مطلوب در تدریس تاریخ باتوجه به سه مقوله «برانگیزش قوه کشف، تفسیر و تحلیل روابط وقایع تاریخی»، «انتزاع و سادهسازی وقایع تاریخی» و «استخراج قواعد و سنتهای تاریخی» قابلدستیابی میگردد. این مولفهها موجد درک ویژگی «تداوم» در تاریخ است. باتوجه به چنین فرایندی، تکثر اطلاعات تاریخی بصورت قواعدی همگرا و بینشی کلنگر سادهسازی میشوند. در اینصورت فراگیری تاریخ آسان میشود، تصمیمگیری در زمینه مسائل معاصر و پیشبینی پیامدهای این تصمیمات میسر میگردد و مفهومی به نام «تاریخ زنده» قابلیت ارائه دارد.