پیوند عناصر جادویی و انگاره‌های کهن‌الگویی در قصه‌های عامه

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه

2 کارشناسی ارشد دانشگاه رازی کرمانشاه

doi
چکیده

قصه­های عامه یکی از محبوب­ترین انواع ادب شفاهی و بستری مناسب برای مطالعۀ فرهنگ هر ملت است. این قصه­ها دربردارندۀ عناصر جادویی است که از گذشته­های دور، جزئی از باورهای رایج در میان مردم بوده ­است. عناصر جادویی قصه­ها را می­توان به سه گروه شخصیت­های دارندۀ قدرت جادویی، اشیای دارندۀ قدرت جادویی و کلام جادویی تقسیم کرد. ترتیب بسامد و فراوانی­ این عناصر در قصه­ها عبارت­اند از: اشیای برساختۀ بشر، عناصر طبیعت، جادوگران، اشیای خیالی، موجودات خیالی، کلام جادویی، موجودات پیکرگردان، حیوانات جادوگر و شیطان. یافته­ها نشان می­دهند که عناصر جادویی در 89% جامعۀ آماری، در قصه­های دربردارندۀ کهن­الگوی سفر دیده می­شوند. عناصر جادویی در روساخت قصه­ها، در تحلیل عمیق­تر خود با خویشکاری­های انگاره­های کهن­الگویی در ژرف­ساخت قصه در پیوند هستند. کارکرد دوگانۀ دارندگان قدرت جادویی سبب شده است عناصر جادویی دارای خویشکاری دوگانۀ کهن­الگویی، رهایی­بخش و خطرناک باشند که جادوی سفید و جادوی سیاه نام گرفته ­است. بدین سبب در قصه­ها انگارۀ کهن­الگویی سایه با خویشکاری خطرناک و جادوی سیاه، نقش درگیرکردن قهرمان با چالش­ها را به عهده دارد و انگارۀ کهن­الگویی پیرخرد با خویشکاری یاری­گری و جادوی سفید، نقش رهانندگی قهرمان از چالش­ها را به عهده­ گرفته ­است.