فهم فضاهای خاکستری: جایگاه قدرت در فرایند مناسبات سکونتگاههای غیررسمی(مورد مطالعه: شهرک رضویه)
نویسندگان
1 عضو هیات علمی
2 دانشجوی دکتری شهرسازی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jfaup.2019.271919.672185چکیده
امروزه، فضای خاکستری شهری به یکی از پدیدههای رایج کلانشهرها و به ویژه تهران تبدیل و منجر به ظهور مجموعهای از نهادها، هویتها، روابط قدرت، شیوهها و گفتمانها در این فضاها شده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و شناسایی ساختارهای موجود، جایگاه قدرت و سیاست در سطوح برنامهریزی شهری این فضاها است. در راستای این هدف، پژوهش حاضر، در پی پاسخ به دو سوال اصلی است، ابعاد شکلدهندهی تجربه زندگی در فضاهای خاکستری چیست؟ وآیا ساکنان این فضاها میتوانند در برنامهریزی و تصمیمگیری این محیط نقش داشته باشند؟ بنابراین، با اتکا بر روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و بر پایه مصاحبهی ساختنیافته، به تفسیر توصیفهای ساکنان شهرک رضویه پرداخته شده است. یافتههای پژوهش حاکی از این است که شش مقولهی "سایهاندازی مناسبات قدرت، سایهی سرمایهی محیطی، سایهی تعارض منافع، حاشیهی سیاست گفتمان، حاشیهی حق شهری و حاشیهی شهروندی نابرابر"، مقولاتی هستند که توسط آنها میتوان تجربهی ساکنان این فضاها را توصیف و در چارچوب مدل پارادایمی، مفهومیابی فضای خاکستری شهری و فرایند مشروعیتبخشی، آن را تعریف نمود. همچنین، اهمیت بُعد اقتصادی- سیاسی تغییرات و جایگاه قدرت در کنار سایر ابعاد اجتماعی- فضایی این فضاها، طیفی از شهروندی نابرابر در مناطق کلانشهری با ضریب قطبش بالا را نمایان میسازد.