پوشش زنان و دلالتهای معنایی آن (مطالعۀ موردی: زنان جوان شهر کرمانشاه)
نویسندگان
1 دانشیار جامعهشناسی دانشگاه کردستان
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی توسعه دانشگاه تهران
3 کارشناسی ارشد جامعهشناسی دانشگاه کردستان
4 کارشناسی ارشد جامعهشناسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jisr.2015.54354چکیده
هدف این پژوهش، واکاوی ژرفنگرانۀ دلالتها و معانی پوشش زنانه در یک فضای اجتماعی/ فرهنگی خاص است. فضا این پژوهش شهر کرمانشاه است که تنوع قومی/ مذهبی و قشربندی اجتماعی پیچیدهای دارد. این پژوهش، در بخش رویکرد نظری، کوشیده است با کمک مجموعهای از مفاهیم نظریِ بیانشدۀ مرتبط با این موضوع از سوی برخی جامعهشناسان (گیدنز، زیمل، گافمن)، گونهای صورتبندی مفهومی/ نظری از موضوع پوشش و بدن ارائه دهد. با اینکه این مفاهیم متعلق به سنتهای نظری متفاوتند بنابراین درآمیختن آنها بدون دشواری و تناقض نیست؛ در نقش مجموعه سازههای نظریِ روشنگر میتوانند در کنار هم بر جنبههای مختلف پدیدۀ موضوع پژوهش پرتو افکنند. روش پژوهش بهکاررفته، کیفی نظریهپردازی دادهمحور یا همان نظریۀ مبنایی است که در آن از فن مصاحبۀ عمیق فردی برای گردآوری دادهها استفاده شده است. نمونۀ پژوهش براساس تلفیقی از دو شیوۀ نمونهگیری هدفمند (با معیار حداکثر تنوع) و نظری (با معیار اشباع نظری) انتخاب شده است. براساس نتایج پژوهش پوشش از دیدگاه زنان مختلف، دلالت و معنای یکسان ندارد. درمجموع دادههای تولیدشده در قالب 138 مفهوم، 31 موضوع عمده، 7 موضوع محوری (که مبنای خط سیر ما را در پژوهش است) و یک هستۀ مرکزی کدگذاری شدهاند. موضوعهای عمده عبارتند از: پوشش رفتاری فراتر از حجاب، پوشش میانجی هویتیابی و تمایزبخشی، پوشش بهمثابۀ مدیریت بدن و نماد بازاندیشی، پوشش در نقش بخشی از فرآیند زیباییشناختی بدن، پوشش در کشاکش الزامهای ساختاری و انتخابهای فردی و پوشش در نقش حفاظ امنیتی. موضوع نهایی پژوهش نیز پروبلماتیک شدن پوشش است که موضوعهای دیگر حول آن شکل گرفتهاند و بیانگر دلالتهای متفاوت پوشش از دیدگاه زنان نمونۀ پژوهش، در نقش کنشگران زمینۀ پژوهش هستند.