تابوی نام در شاهنامۀ فردوسی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گلستان

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

doi
چکیده

بررسی و مطالعۀ طومارهای نقالی به‌عنوان بخشی مکتوب از سنت حماسی‌ـ ‌روایی‌ـ شفاهیِ در باور انسان­های ابتدایی نام با ذات منطبق است؛ زیرا انسان ابتدایی فکر می­کرد ارتباط بین نام و شخص یا شیء موسوم به آن قراردادی نیست و نام جزوی از وجود خود اوست و نیروهای شر می­توانند از این طریق به او آسیب برسانند. این نوع نگاه به نام مختص مکان خاصی نیست و در همۀ جوامع وجود دارد و قواعد خاصی نیز با عنوان تابوی نام بر این جوامع تحمیل شده است. در باورهای عامۀ مردم ایران و نیز شاهنامه که روایتگر باورهای اساطیری ایرانیان است، این نوع تابو به صورت­های مختلف دیده می­شود: گاه نام عین ذات است، مانند زمانی که رستم مقصران اصلی کشته­شدن سیاوش را برای هومان برمی­شمرد. گاه به صورت برگزیدن دو اسم دیده می­شود که یک نام، اصلی و جزو ذات است و دیگری فرعی است. این نوع تابو در بخش­هایی از سواحل جنوبی ایران و همچنین بین ترکمن­ها دیده می­شود و در شاهنامه نیز دربارۀ قباد و شیده نمود دارد. مصداق­ دیگر تابوی نام، عدم ابراز نام است که در بین مردم و در جنگ­های شاهنامه دیده می­شود. این مسأله در شاهنامه به دو صورتِ صراحت در عدم ابراز نام و طفره­رفتن از ابراز نام تبلور یافته است. آخرین نمونۀ تابوی نام، تعویض و یا تغییر نام است که بیشتر برای فریب ارواح و فرار از آسیب آن­ها به­کار می­رفته است.