اسطورهشناسی تمثیلی مجموعهی تختجمشید
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر، تهران، ایران
2 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر تهران
doi
10.22059/jfaup.2019.274009.672216چکیده
پس از استیلای پارادیم پوزیتیویستی طی سدهیگذشته، در معماری و شهرسازی نیز همانند دیگر حوزهها، به روشهای تحققی و تحصلی اکتفا شد که به از دست رفتن معنا و هویت در شهرها انجامید. برای رفع این مشکلات، مطالعهی کیفی شهر به گونهای که به فرهنگ و جامعه و کالبد شهر با هم و از میان انواع متون فرهنگی بپردازد، مورد توجه قرار گرفت. رویکرد مطالعات فرهنگی، یکی از متاخرترین رویکردهای بینارشتهای است که بر پژوهش در تمام عناصری که در تعامل با یکدیگر فرهنگ خطاب میشوند، تاکید دارد. از سوی دیگر، با ابداع اسطورهشناسی نو، امکان مطالعهی ساختمند اسطورهها به عنوان یکی از منابع مطالعاتفرهنگی، رویکرد نوشتار پیشرو، فراهم شده است. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش این است که چه ارتباطی میان شهرها و مکانهای اسطورهای و تختجمشید وجود دارد؟ این پژوهش نشان میدهد که از منظر روش اسطورهشناسی تمثیلی کروزر، میان شهرهای مثالی چون کنگدژ و ورجمکرد رابطهای مستقیم از نوع شباهت استوار است، در حالی که رابطهی میان شهرهای اسطورهای با تخت جمشید، نه از جنس شباهت، بلکه تمثیلی است؛ رابطهای از جنس دلالت غیرمستقیم و بنابراین اسطورهای، و در مجموع میتوان گفت که برپایی مجموعهای ایدهآل به سان شهرهای اسطورهای، علت نمونهای هستهی مرکزی تختجمشید است.