تحلیل محتواییِ فضای شهری بر اساس نظریه رمان بختین

نویسندگان

1 مربی گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)

2 دانشیار، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران

3 استاد دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران

doi
10.22059/jfaup.2017.233985.671718
چکیده

تحلیل محتواییِ فضاهای شهری و استخراج معانی مستتر در آنها یکی از حوزه‌های بحث برانگیز در مطالعات شهری است. به نظر می‌رسد یکی از شیوه‌های مواجهه با این موضوع، استفاده از تکنیک‌های زبان‌شناسانه در مقایسۀ فضاهای شهری با متون است. این مقاله به فضاهای شهری نه به عنوان هر متنی بلکه به عنوان نوعی خاص، یعنی گونۀ رمان پرداخته است. نوشتار پیش رو در پی آن است که با اتخاذ رویکردی کیفی و با شیوۀ تفسیری-تبیینی به تحلیل فضاهای شهری از دریچه نگاه زبانشناسانه میخاییل بختین به تحلیل رمان و معیارهای آن بپردازد. شیوه نگرش او به تحلیل گونۀ داستان، یکی از نظریات نسبتاً جدید در زبانشناسی است که تحلیل متن را نه در سطح تحلیل واژه یا جمله، بلکه در گرو تحلیل تاریخ و زمینه های اجتماعی بستر آن می بیند که امروزه به عنوان چارچوبی تحلیلی در بسیاری از زمینه های فلسفی، ادبی و هنری به کار برده می‌شود. به نظر می‌رسد این نگرش می‌تواند در تحلیل‌های محتواییِ فضاهای شهری کارآمد واقع گردد. دستاورد این پژوهش، تدوین ساختاری تحلیلی است که با رویکرد تحلیل رمان در زبانشناسی، به عنوان ابزاری در فهم معانیِ مستتر در چهارباغ اصفهان در عصر صفوی، مورد استفاده قرار گرفته است.