تجربه شادی در زندگی روزمره دانش آموزی

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

2 استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس

3 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی، کارشناس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.22059/jisr.2014.53148
چکیده

هدف این پژوهش، بیان توصیفی ژرف از زندگی روزمرۀ دانش‌آموزی و تجربۀ شادی آنهاست. پرسش اصلی پژوهش را بر همین مبنا «چگونگی تجربۀ شادی در زندگی روزمرۀ دانش‌آموزی» انتخاب کردیم. برای پاسخ‌ به این پرسش، پژوهش میدانی در دو دبیرستان دخترانۀ منطقۀ 6 تهران انجام دادیم. برای جمع‌آوری داده‌ها از روش مشاهدۀ مشارکتی و مصاحبۀ نیم‌ساخت‌یافته‌ استفاده کردیم. سپس نتایج را براساس روش تماتیک  (مفهومی) تحلیل و چهار مفهوم را برای پاسخ به پرسش اصلی خود برگزیدیم. کارناولیزه شدن مدرسه، دوستی روزمره، قدرت تحقق خود و خودی از آنِ خود، چهار مفهوم به‌دست‌آمده از این پژوهش است که با اتکا به آنها تجارب شادمانۀ دانش‌آموزان درک‌پذیر خواهد شد. منظور از کارناولیزه شدن مدرسه، شکاف در نظم حاکم و ایجاد فرصتی برای بروز و ظهور عناصر جهان غیررسمی است. دوستی روزمره، مفهومی است که بر شبکۀ روابط و دوستی‌های بین دانش‌آموزان اشاره دارد. قدرت تحقق خود، ناظر بر تسلط دانش‌آموزان بر زمان/مکان‌های رسمی و دستیابی به فرصت برای بروز خود واقعی آنهاست. خودی از آنِ خود، عمیق‌ترین مفهوم این پژوهش است که فراتر از زمان/مکان بر تسلط دانش‌آموز بر خویشتن آنها اشاره دارد.