بازنمایی خوانایی شهرهای شمال در آثار اکبر رادی: مطالعۀ موردی سه نمایشنامۀ روزنۀ آبی، مرگ در پاییز و پلکان
نویسندگان
1 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jfaup.2017.64778چکیده
این نوشتار تلاش دارد با توجه به نظریات کوین لینچ1، در کتاب سیمای شهر2 (1960) و تئوری شکل خوب شهر3 (1984)، اهمیت خوانایی در فضای شهرهای شمال را مورد مطالعه قرار دهد و همچنین، به بازتاب فضا و حال و هوای این نواحی درشکل دهی به روحیات، مناسبات و نحوۀ تعامل افراد، در سه نمایشنامۀ روزنه آبی، مرگ در پائیز و پلکان، از اکبر رادی بپردازد. بر اساس نظر لینچ، ناخوانایی در شهر به بروز آشفتگی، ناامنی، اضطراب، هرج و مرج و اختلال در تعاملات شهروندان میانجامد، سیمای خوب شهر را در ذهن شهروندان مخدوش میکند و احساس تعلق خاطر آنها به شهر را تضعیف میکند. این مقاله نشان میدهد که دیدگاه لینچ در مورد تصویر ارائه شده از شهرهای شمالی کشور در آثار اکبر رادی صادق است. هجوم مدرنیته به شهرهای کوچک شمال ایران، ساختمانسازی های کلان و حضور وسائل نقلیۀ مدرن، چهره شهر را در دیدۀ شهروندان قدیمیترش مخدوش کرده، و شهروندان جوانتر را دچار احساس ملال و نارضایتی، و شهروندان مسنتر را دچار انواع بحرانهای روحی و جسمی کرده است، به طوری که زیستن در میان این هرج و مرج به تدریج به صورت ناهنجاری و عدم تعادل روحی- روانی در ذهن و مناسبات شهروندان بروز میکند.