جایگاه نیازهای بنیادین انسان در سیر تحولات مسکن (مطالعه موردی: شهر اردبیل مبتنی بر پیشینه تاریخی)

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه

2 دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران

3 مدرس دانشگاه

doi
10.22059/jfaup.2017.229846.671668
چکیده

تحت پوشش قرار دادن نیازهای بنیادین انسان در علم روانشناسی محیطی از ویژگی‌های مهم یک مسکن بشمار می‌آید. مسکن باید بتواند نیازهای فرد را متناسب با بوم منطقه پاسخ داده و مشکلات ناشی از آن را مرتفع نماید. خانه بعنوان سازگارترین مکان با زندگی انسان شناخته‌شده و امروزه به علت عدم توجه به نیازهای اصلی کاربران، دچار تغییرات زیادی شده است به گونه‌ای که روندی به سوی بی‌هویتی و کاهش حس‌تعلق ساکنان را در پی دارد. در پژوهش حاضر هدف اصلی بررسی میزان توجه به نیازهای بنیادین انسان در دوره‌های متفاوت معماری می‌باشد؛ لذا در این راستا از ترجمان معماری، اصول مطرح شده توسط آبراهام مازلو به‌عنوان محور سنجش کیفیت پاسخگویی به نیازهای بنیادین بهره گرفته شده است. پژوهش بصورت توصیفی- تحلیلی بوده و روش تحقیق پیمایشی- دلفی است. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Spss21 انجام گردیده و در نهایت نتایج طبق جداول آماری استخراج گردیده‌اند. در این مسیر جهت استخراج روند تغییرات الگوی مسکن شهر، خانه‌های شهر اردبیل به سه دوره سنتی، سنتی- معاصر و معاصر، تقسیم‌شده است. نتایج بدست آمده حاکی از وجود اختلاف معنادار در میزان پاسخگویی الگوهای مسکن به نیازهای اساسی افراد و کاهس حس تعلق و کیفیت زندگی در طی دورهای زمانی بوده است.