پیکره‌بندی فضایی، ادراک تراکم و تعاملات اجتماعی در محیط‌های مسکونی: ارائۀ یک مدل علّی (نمونه موردی: مجتمع‌های مسکونی شهر مشهد)

نویسندگان

1 دانشکده معماری و شهرسازی دانشکاه هنر اصفهان

2 دانشگاه شهید بهشتی تهران

3 دانشجوی دکترای معماری دانشگاه هنر اصفهان

4 گروه روانشناسی، دانشگاه شهید رجایی

doi
10.22059/jfaup.2017.62264
چکیده

هرچند تراکم به عنوان معیاری کمّی، راهی برای کنترل و قانونمندی توسعه‌های مسکونی است و بر میزان فشردگی واحدهای مسکونی و جمعیت ساکن در آن‌ها دلالت می‌کند، امّا در عمل، شرایط زندگی ساکنین، از جمله شرایط زندگی اجتماعی، امنیت در فضاهای مشترک و همچنین شیوۀ ادراک محیط را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در مطالعات پیشین، اجماع کلی درخصوص رابطۀ میان تراکم و تعاملات اجتماعی در محیط‌های مسکونی وجود ندارد. در یک تراکم ثابت، شیوۀ طراحی و ترکیب واحدهای مسکونی می‌تواند ارزیابی‌های متفاوتی را از تراکم موجب شود. هدف این پژوهش بررسی رابطة میان انتظام و پیکره‌بندی فضایی، ادراک تراکم و تعاملات اجتماعی در قالب مدلی علّی است. جامعۀ آماری این تحقیق، ساکنین سه مجتمع با تراکم‌ جمعیتی، تراکم‌ خالص مسکونی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی ساکنین مشابه و شیوۀ طراحی متفاوت در شهر مشهد بود، که از میان آنها نمونه‌ای شامل 300‌نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. پایایی پرسش‌نامۀ محقق‌ساخت با محاسبۀ آلفای کرونباخ و روایی آن با استفاده از روش تحلیل عامل تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت بررسی روابط علّی از طریق مدل‌یابی معادلات ساختاری نشان داد، میان ادراک تراکم و تعاملات اجتماعی رابطۀ منفی وجود داشته و ادراک تراکم در مدل مورد نظر پژوهش نقش واسطه‌ای دارد.