بازتاب مناسبات هیدروپلیتیک ایران و افغانستان در حوضه آبریز هیرمند بر امنیت آب چاه نیمه‌ها

نویسندگان

1 گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jhgr.2026.398879.1008820
چکیده

بحران منابع آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک، به‌ویژه در حوضه‌های آبریز مشترک، از مهم‌ترین چالش‌های ژئوپلیتیکی و امنیتی منطقه‌ای به شمار می‌رود. حوضة آبریز هیرمند، به‌عنوان اصلی‌ترین منبع تغذیة چاه نیمه‌ها و تالاب هامون، کانون تنش‌های آبی میان ایران و افغانستان است که استمرار آن می‌تواند پیامدهای زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای برای شرق ایران به همراه داشته باشد. اهمیت این موضوع ازآن‌جهت است که کاهش جریان‌های ورودی از افغانستان، نه‌تنها معیشت جوامع محلی را تهدید کرده، بلکه پایداری زیست‌محیطی و امنیت انسانی منطقه را نیز با چالش مواجه ساخته است. هدف این پژوهش تبیین سازوکارهای مؤثر بر امنیت آب چاه نیمه‌ها در چارچوب نظریة هیدروهژمونی و مدل طیف تعامل در روابط آبی ایران و افغانستان است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی - تحلیلی و پیمایشی است. داده‌های تحقیق با بهره‌گیری از روش دلفی و نظر خبرگان منتخب در حوزة منابع آب و ژئوپلیتیک گردآوری و با استفاده از نرم‌افزارهای Micmac و Scenario Wizard مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل سناریویی نشان داد که آیندة امنیت آب چاه نیمه‌ها تابعی از ترکیب این متغیرهای کلیدی است و در سه وضعیت کلی شامل سناریوی تعارض و کاهش امنیت آبی، سناریوی تعادل شکننده و سناریوی همکاری پایدار و تقویت امنیت آبی قابل پیش‌بینی است. بر این اساس، یافته‌ها بیانگر آن است که تقویت حکمرانی چند سطحی آب، بازسازی تالاب هامون، و افزایش شفافیت نهادی در مدیریت منابع مشترک، مؤثرترین راهبردها برای ارتقای امنیت آب چاه نیمه‌ها و گذار از وضعیت تعارض به همکاری پایدار میان دو کشور محسوب می‌شوند.