برآورد شکاف تولید بخش کشاورزی و تأثیر آن بر نرخ تورم در مناطق روستایی ایران: نقدی بر نظریه های لوکاس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد منابع طبیعی و محیط زیست، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، ایران.
2 دانشیار اقتصاد کشاورزی، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، ایران.
3 استاد اقتصاد کشاورزی، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکدة کشاورزی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، ایران
doi
10.30490/aead.2020.252372.0چکیده
از آنجا که سهم شاغلان مناطق روستایی در بخش کشاورزی بیش از بخشهای خدمات و صنعت است، با شناسایی و تبیین ارتباط بین شکاف تولید بخش کشاورزی و تورم در مناطق روستایی، میتوان به تصمیم گیریهای اقتصادی در مورد این مناطق کمک کرد. از اینرو، هدف مطالعة حاضر برآورد شکاف تولید بخش کشاورزی و تأثیر آن بر نرخ تورم در مناطق روستایی ایران از نگاه منحنی فیلیپس کلاسیکهای جدید و برای دورة زمانی 92-1365 بود. بدین منظور، از روش خودتوضیح با وقفة توزیعی (ARDL) استفاده شد. نتایج نشان داد که نظریه های انتظارات عقلایی و خنثایی پول لوکاس برای مناطق روستایی ایران قابل پذیرش نیست؛ به دیگر سخن، در کوتاه مدت و بلندمدت، تأثیر سیاستهای پولی بر تورم، اشتغال و شکاف تولید در مناطق روستایی ایران مثبت است؛ همچنین، در مناطق روستایی ایران، منحنی فیلیپس در کوتاه مدت و بلندمدت معنیدار و نزولی بوده و بنابراین، رابطة تورم و بیکاری منفی و اما رابطة تورم و شکاف تولید مثبت است. نتایج تحقیق حاکی از این بود که تورم مناطق روستایی صرفاً یک پدیده پولی نیست و متغیر حقیقی شکاف تولید بخش کشاورزی نیز بر آن تأثیر می گذارد. بنابراین، برای کنترل تورم مناطق روستایی، باید علاوه بر سیاستهای پولی، بخشهای واقعی نیز مورد توجه قرار گیرد.