ارتباط احساس محرومیت نسبی با همبستگی اجتماعی بین جوانان شهر تهران
نویسندگان
1 کارشناس ارشد جامعهشناسی دانشگاه تهران
2 استادیار و عضو هیأت علمی دانشگاه شاهد
3 مربی و مدرس دانشگاه پیام نور
doi
10.22059/jisr.2014.53152چکیده
همبستگی اجتماعی بر هماهنگی و همآوایی افراد یک جامعه دربارۀ موضوعی مشخص دلالت دارد. چنانچه افراد جامعهای دربارۀ اصول و قواعد اجتماعی خود به توافقی جمعی دست یابند، آن جامعه به همبستگی اجتماعی یا توافق دست یافته است. در این پژوهش، محرومیت نسبی یکی از عوامل مهم و مؤثر بر همبستگی اجتماعی بهشمار میرود. برای بررسی ارتباط بین دو مفهوم احساس محرومیت نسبی و همبستگی اجتماعی بین جوانان شهر تهران، پرسشنامهای با سه بخش برای سنجش همبستگی اجتماعی، احساس محرومیت نسبی و ویژگیهای جمعیتشناختی پاسخگویان تدوین و بین نمونهای با تعداد384 نفر (محاسبه براساس فرمول کوکران) پخش شد. این نمونهها از مناطق 6، 10 و 17 شهر تهران انتخاب شدند. آزمون فرضیهها، ارتباط بین متغیرهای جنس و اشتغال با همبستگی اجتماعی را تأیید کرد اما متغیرهای سن، تأهل، تحصیلات و منطقۀ سکونت بیارتباط با همبستگی اجتماعی بودند. آزمون فرضیههای اصلی پژوهش نیز ارتباطی معکوس بین دو احساس محرومیت ادراکی و نسبی با همبستگی اجتماعی را نشان میدهد؛ بدین معنا که هرچه درک و احساس پاسخگویان از سطح محرومیت خود در مقایسه با دیگران بیشتر باشد، اندازۀ همبستگی در جامعه کاهش مییابد.