خوانش ژئوپلیتیکی جنگ ایران و عراق در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی در ایران
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22059/jhgr.2026.374408.1008681چکیده
با فرارسیدن سال 1359 همزمان با اوجگیری ناسیونالیسم عربی حزب حاکم بعث در عراق و همچنین با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تنش نظامی در مرز ایران و عراق بهطور چشمگیری تشدید گردید و به یک جنگ تمامعیار (1359- 1367) تبدیل گردید. این پژوهش ناظر بر تفسیر چگونگی مفصلبندی مؤلفههای گفتمان انقلاب اسلامی در خوانش ژئوپلیتیکی تهاجم عراق به ایران در چارچوب دیدگاه لاکلائو و موفه میباشد. در این چارچوب؛ کنشهای ژئوپلیتیک در مقطعی از تاریخ بهوسیله گفتمان حاکم مفهومپردازی و از منظر هویتی در تمایز با دیگر گفتمانها معنا مییابد. در بافتار سیاسی ایران با تهاجم عراق در سال 1359 چگونگی خوانش ژئوپلیتیکی این بحران به یک منازعه میان سه گفتمان ملیگرای لیبرال، چپ مارکسیستی و انقلاب اسلامی تبدیل گردید. پس از عزل بنیصدر از ریاست جمهوری در سال 1360 و با تفوق گفتمان انقلاب اسلامی تا 1365 مفهومسازی ژئوپلیتیکی جنگ بر اساس تبارشناسی دینی و شبیهسازی آن با جنگهای پیامبر اسلام و امامان شیعه در صدر اسلام در اولویت قرار گرفت و خوانش ژئوپلیتیکی گفتمانهای رقیب در داخل کشور کنار نهاده شد. در مقیاس فراملی نیز مرزهای جهان اسلام در چارچوب این گفتمان بر اساس اتحاد مسلمانان در برابر کفار تقسیم و مشخصاً تمایز امت اسلامی به دولت- ملتها؛ اصالت نیافت. ضمن اینکه با سوگیری ضد غربی گفتمان انقلاب اسلامی خوانش ژئوپلیتیک جنگ در چارچوب معارضه دارالاسلام با دارالکفر پژواک مضاعفی یافت و دولت بعث عراق دستنشانده دولتهای غربی در جهت تضعیف آرمانهای انقلاب اسلامی و اسلام راستین قلمداد گردید.