چارچوب "توسعهی فضایی رقابتپذیری منطقهای در ایران"، موردپژوهی: استانهای 30گانه
نویسندگان
1 دانشیار گروه برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهیدبهشتی
2 استادیار گروه برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهیدبهشتی
doi
10.22059/jfaup.2015.56874چکیده
رقابتپذیریمنطقهای، انگاشتی که تا سالها تنها در سطح واحدهای فعالیتی(بنگاهها) و نیز کشورها دارای معنا بود، از اواسط دههی1990 میلادی و همزمان با افزایش اهمیت مکان ناشی از تحرک نیرویانسانی و سرمایه در عصر جهانیشدن، از ترجمان فضایی برخوردارشده و وارد گفتمان علوممنطقهای و برنامهریزیتوسعهیفضایی شد. کاستی رهیافتهای رایجِ تکسویهنگر و تعمیمگر در پاسخگویی به دو پرسش "چیستی رقابتپذیریمنطقهای" و نیز "چرایی رقابتپذیری بیشتر یک منطقه نسبت به منطقهی دیگر"، دستورکار پژوهشپیشرو را به تدوین چارچوب یکپارچهی"توسعهی فضایی رقابتپذیریمنطقهای خاصِ ایران" معطوف ساخته است. از اینرو با هدف دربرگیرندگیِ ابعاد و مولفههای مختلف اثرگذار بر رقابتپذیریمنطقهای، پس از شناسایی پیشرانهای رقابتپذیریمنطقهای از دیدگاههای مختلف به شیوهی مطالعهی اسنادی، در نهایت به شیوهای استقرایی و با استفاده از روش مدلسازیمعادلاتساختاری، مدل نظری یکپارچهی رقابتپذیریِ برازندهی مناطق استانی ایران به دست میآید. مدل برازششده نشانگر آن است که فعالیتهای دانشی- فرهنگی از طریق میل به خوشهایشدن موثرترین پیشران در دستیابی بهرقابتپذیری منطقهای در ایران به شمارمیرود. در تعریف رقابتپذیریمنطقهایِ مستخرج از پژوهش، هم به مولفهی واحدهای فعالیتی، هم به مولفهی افراد(ساکنان،کارآفرینان و گردشگران) و هم به مولفهی فضا توجه شده است. این تعریف متفاوت است با تعریف پورتر، که تنها رقابتپذیری را در گرو افزایش بهرهوری واحدهای فعالیتی و بنگاهها دانستهاست.